مىكند ، « 13 » و در مجمع البيان است : همهء جوانب را مىكند و جدا مىكند و گوشتى يا پوستى را فرو نمىگذارد مگر اين كه آن را بسوزاند ، و به قولى : پوست و گوشت را از استخوان جدا مىكند . « 14 » و شايد مقصود از « شوى » همهء آن چيزى باشد كه براى بريان شدن به وسيلهء آتش آماده شده است ، پس معنى آن مىشود كه دوزخ و آتش آن مجرمان را به خود مىكشد و آنان را پوست مىكند و مىسوزاند .
«
تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى
- هر كه را كه پشت كرد و روى برتافت به خود مىخواند . » / 351 از حق بريد و به باطل پيوست ، و از اطاعت رهبرى ربّانى چشم پوشيد و به فرمانبرى جز آن پرداخت ، و آتش بر مجرمان دست درازى مىكند و آنان را به عمق خود و نهايت سوزندگى خود مىكشد ، بدان جهت كه دعوت به ايمان رسول را نپذيرفتند و پشت كردند و رويگردان شدند .
«
وَ جَمَعَ
- و گرد كرد . » يعنى مال دنيا را از حلال و حرام آن جمع آورد .
«
فَأَوْعى
- و آن را نگاه داشت . » مفسران گفتهاند : يعنى مال را جمع كرد و حق خدا را از آن نپرداخت ، و تو گويى آن را در وعايى ( ظرفى ) نهاد تا از دادن حق خدا ممانعت به عمل آورد ، و علامهء طبرسى گفته است : آن را از باطل جمع كرد ، و از پرداخت حق آن ممانعت به عمل آورد . « 15 »
/ 352
[ سوره المعارج ( 70 ) : آيات 19 تا 44 ]
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ( 19 ) إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً ( 20 ) وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ( 21 ) إِلاَّ
هامش
( 13 ) - التبيان ، ج 10 ، ص 118 .
( 14 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 356 .
( 15 ) - همان منبع ، ص 356 .