يا چنان كه خدا در سورة البقرة گفته ، « هدى للمتقين » است ، « 105 » بدان سبب كه متّقى تنها كسى است كه خود و عقلش را به تراز فهم آيات آن رسانيده است ، و او تنها كسى است كه از پروردگار خويش مىترسد و همهء حدود و احكام و ارزشهاى كتاب او را ملتزم مىشود ، تا خود را در معرض خشم و عذاب او قرار ندهد ، و تنها متقيانند كه آمادگى تسليم كردن خود به خدا را دارند ، بدان جهت كه آنان بر فطرت سليم به همان گونه قرار دارند كه خدا آن را در ايشان به وديعه نهاده ، پس ناگهان آيات او را چنان مىيابند كه با خواستههاى بلند آنان در زندگى تلاقى پيدا مىكند . و براى ما تأكيد مىكند به اين كه قرآن تذكرهاى براى پرهيزگاران است ، چه دانستيم كه تقوا تنها ترس و خشيت محض نيست ، بلكه مجموعهاى از صفات روانى و عقلى و اجتماعى است كه انسان را در تراز ياد گرفتن و به ياد آوردن آيات و فهم آن قرار مىدهد . . . پس متقيان چناناند كه پروردگارشان آنان را توصيف كرده است :
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
، « 106 » پس آن كس كه به غيب ايمان نداشته باشد ، چگونه مىتواند به رسالتى ايمان آورد كه مصدر آن غيب آسمانها و زمين است ؟ ؟ و آن كس كه به جزا ايمان نداشته باشد چگونه مىتواند ملتزم به آن باشد ؟ ؟
اين آيه ما را به يكى از خصوصيات وحى الاهى آشنا مىكند كه به وسيلهء آن وحى از انديشهها و فلسفههاى ديگر متمايز مىشود ، و آن اين است كه تنها پرهيزگاران مىتوانند با آن تفاعل داشته باشند و آن را فهم كنند ، و چنين است كه آن وسيلهء شفا و رحمت ايشان مىشود ، و براى ستمگران جز افزودن زيان ايشان كارى نمىكند :
شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
، « 107 »
هامش
( 105 ) - البقرة / 3 .
( 106 ) - البقرة / 3 و 4 .
( 107 ) - الإسراء / 82 .