آورتاى او را قطع كند ، چه كس مىتواند ارادهء خدا را از او باز دارد ؟
«
فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ
- هيچ يك از شما نمىتواند از اين كار جلوگيرى كند . » يعنى : چه ممانعت كنندهاى مىتواند از اجراى فرمان خدا در حق او جلوگيرى كند ؟ و اين آيه در اوج بلاغت قرار دارد ، چه بشر را به صورت تنها « من أحد » و دسته جمعى ( حاجزين ) در آن واحد در معرض چالش قرار داده است ، و اين بدان منظور است كه چالش فرد فرد مردمان را شامل شود و هيچ استثنايى نتواند به آن راه يابد و منظور مورد تأكيد قرار گيرد . شايد شخص متدبّر در لابهلاى سطور چنان بخواند كه نيروهايى رهبرى مكتبى را تحت فشار قرار مىدادهاند كه روش خود را تغيير دهد و گفتههايى را بر خدا ببندد ، پس لازم است كه اين خواسته را نپذيرد و فريب نخورد ، چه هيچ سودى ندارد و مانعى براى اجراى ارادهء پروردگار عزّ و جلّ فراهم نمىآورد . و چون رسول ( ص ) از اين حقيقت اطمينان دارد ، جز بر خدا بر كس ديگرى توكل نمىكند و جز به حق به جاى ديگر نمىپيوندد و جز وحى چيزى نمىگويد .
براى رسول ( ص ) گفتن اين آيات و آگاه كردن مردم از آن با لهجهء شديد آن كافى است كه نقل شدن آن را به امانت نشان مىدهد ، چه اگر بنا بود گفتهاى را به خدا به صورت جعلى نسبت دهد ، اين را حذف مىكرد و خود را به صورت مطلق و بدون حدّ و شرط عزيز مىداشت ، چنان كه بسيارى از مبلغان و خود حكام چنين مىكنند ، و چه بسيار رهبران و هر فرد مكتبى ، با تأسى به سيرهء حبيب خدا ( ص ) به چنين شجاعتى نيازمندند .
/ 325 [ 48 - 52 ] و پس از آن كه قرآن با بحث موضوعى دقيق ثابت كرد كه آن گفتهء رسول كريم و بنا بر آن كلام خداى عزّ و جلّ است ، به بيان صفتى ديگر از خودش مىپردازد .
«
وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ
- و يادآورى و پندى براى پرهيزگاران است . »