چون در هنگام رسيدگى به حساب و جزا حتى يكى از اعمالى كه انسان مخفى كرده است و در نهان به آن برخاسته مخفى و پوشيده نمىماند ، حال آنچه از اعمال كه آشكار است به خوبى معلوم است . پس حساب دقيق است ، بدان سبب كه مبتنى بر علم خدا است كه بر هر چيز احاطه دارد ، و با حساب روز قيامت دادگرى و لطف و خشم و علم خدا آشكار مىشود . و رسول اللَّه ( ص ) گفت :
« قدمهاى بندهاى در روز قيامت از برابر خدا دور نمىشود مگر آن كه خدا از چهار خصلت او پرسش كرده باشد : عمرت را در چه چيز تمام كردى ؟ بدنت را در چه كار كهنه كردى ؟ و مالت را از كجا به دست آوردى و در كجا خرج كردى ؟ و از دوستى ما اهل بيت » ، « 45 » و اعمال بندگان عرضه مىشود تا حق آشكارا مشهود افتد ، چنان كه القارعة و الواقعة از وقوع آنها خبر مىدهد ، و به همين سبب است كه القيامة به الحاقة ناميده شده است .
اينك آخرين سخن :
ما در قرآن ملاحظه مىكنيم كه سخن از تاريخ و سرنوشت ملتها و اقوام گذشته به ميان نمىآورد مگر اين كه آن را با سخن گفتن از آخرت به يكديگر متصل سازد ، آيا سرّ اين كار چيست ، و رابطهء ميان آن دو چگونه است ؟
1 - براى آن است كه اسلام خواستار آن نيست كه انسان تنها در لحظهاى كه در آن است زندگى كند ، بلكه بايد زندگى در زمان حال در پرتو گذشته و آينده با هم صورت پذير شود ، پس از آنجا حركت را آغاز مىكند كه ديگران به آن رسيدهاند ، و از آزمودههاى آنان براى ساختن زندگى سعادتمندى در زمان حاضر بهرهبردارى مىكند ، و در عين حال برنامهاى مىريزد كه در آينده چگونه عمل كند تا برايش سودمند باشد .
2 - و چون آخرت همچون تاريخ پوشيده و غيبى است ، راهى براى اين كه آدمى آن را بشناسد ، جز آن نيست كه از طريق نشانهها / 288 و آثار دلالت كنندهء بر آنها
هامش
( 45 ) - بحار الانوار ، ج 7 ، ص 259 .