برمىانگيزد و به اين نتيجه مىرسيم كه جزا امرى برخاستهء از تصادف نيست ، بلكه تحت هيمنه و تسلّط خداى حكيم و تدبير او است .
«
إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ
- در آن هنگام كه آب طغيان كرد ، شما را در كشتى حمل كرديم . » جاريه به معنى كشتى است كه بر آب جريان پيدا مىكند و به پيش مىرود ، و طغيان آب يعنى افزوده شدن آن بيش از نياز آدم و جانور و گياه به آن است ، و هنگامى مىگويند دريا طغيان كرد كه بر خشكى تجاوز كند ، و در الدّر المنثور از ابن عباس و سعيد بن جبير روايت شده است كه گفت : بر خازنان خود طغيان كرد و فرو ريخت ، / 276 و آب از آسمان جز به مكيال و ميزان فرو نريخته است مگر در زمان نوح ( ع ) كه بر خازنان خود طغيان كرد و بىمكيال و ميزان فرو ريخت ، « 21 » و ابن جرير از امام على ( ع ) روايت كرده است كه گفت : « قطرهاى از آب جز به مكيالى فرو نمىريزد كه در دست فرشتهاى است ، مگر در زمان نوح كه به آب اجازه داده شد كه بدون دخالت خازنان نازل شود ، پس طغيان كرد و سرازير شد » ، « 22 » و اين بدان معنى نيست كه حجم و وزن آن در نزد خدا ناشناخته است ، هرگز چنين نيست . . . بلكه معنى اين است كه خدا بارانها را جز از طريق حسابهاى دقيق فرو نمىفرستد كه متناسب با نيازمنديهاى آفريدگان او است ، اما در طوفان به آسمان و زمين فرمان داد كه جريان آبشان را هر چه مىتوانند افزايش دهند .
خدا نگفت : « حملناهم » يعنى كسانى را كه با نوح بر كشتى سوار شدند به راه انداختيم ، بلكه گفت « حملناكم » كه خطاب به همهء بشريّت است ، بدان سبب كه در روز طوفان منحصر به آنان بود ، و مردمانى كه پس از ايشان آمدند همه از نسل آناناند ، پس در اين حمل بر كشتى ما نيز منظور بودهايم ، چه اگر سفينه نمىبود هم اكنون وجود نمىداشتيم .
هامش
( 21 ) - الدرّ المنثور ، ج 6 ، ص 260 .
( 22 ) - همان منبع ، ص 259 .