روشهاى آن ايمان آوردند نيست ، و اين كه چگونه وضع زندگيشان تطور و تكامل پيدا كرد ، پس مترفان به چه دليل تكذيب مىكنند ؟ ! «
أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ
- يا از ايشان مزد و پاداشى مىخواهند كه از زيان كردن آن سنگين بار مىشوند . » مغرم در تجارت به معنى زيان يا مالى است كه به اكراه داده شود ، « 77 » و در تجارتى كه رسول دعوت كنندهء مردمان به آن است خسارتى وجود ندارد ، بلكه مشتمل بر سودهاى دنيا و آخرت است ، چنان كه او ( ص ) از هيچ كس مزدى براى تبليغ رسالت درخواست نكرده بوده است ، بدان سبب كه وى ( ص ) ( و نيز هر رهبرى مكتبى ) به خاطر خدا تبليغ مىكند و پاداش و سپاسى نمىخواهد ، و طالب مال و منصبى نيست ، / 249 چه خداى عزّ و جلّ پاداش او و هر مصلح مخلص را وعده كرده و گفته است :
وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ
كه در آغاز سوره گذشت .
آرى ، دعوت رسول ( ص ) خالص از توجه به مال و چيزهاى ديگر دنيا است ، پس هيچ عذرى مترفان براى تكذيب او يا شك كردن در رسالت او ندارند ، و اگر از پيروى او سرپيچى مىكنند براى آن بيمارى است كه در سينههاى ايشان جاى دارد .
ثالثا : ناسپاسى در برابر نعمت
[ 47 ] مترفان به زندگى مىنگرند و هر چيز را در آن از طريق مادّه ( مال و ثروت ) ارزيابى مىكنند و همه چيز را همين ماده مىدانند ، و تا زمانى كه اين ماده در دست ايشان است ، هيچ نيازى را به علم يا پيشواى عالمى كه آنان را به حق راهنمايى كند ، و در جوانب زندگى راهگشاى ايشان باشد ، احساس نمىكنند ، و قرآن اين امر را نفى مىكند و با استنكار مىپرسد :
«
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
- يا اين كه غيب در نزد ايشان است ، پس آن را بنويسند . »
هامش
( 77 ) - المنجد ، مادهء غرم .