تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
هرگز چنين نيست . . . علم غيب به خدا اختصاص دارد ، و چون آن را بيرون آورد ، يا در رسالتهاى او است و يا در نزد رسولانى كه بخواهد ، چه تنها آنانند كه از راه وحى با او اتصال دارند . و آن كس كه خواستار اتّصال به غيب است ، هيچ راهى جز تصديق كردن به رسالت و رسول ندارد :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ
، « 78 » و مترفان آنان را تكذيب مىكنند پس چگونه مدعى علم غيب مىشوند ؟ علم غيب در نزد خدا است و تنها او است كه مىتواند آن را با قلم بر لوح مقدرات بنويسد ، زيرا كه او از گمان و تخمين پيروى نمىكند . امّا آدميان ، اگر هم مدّعى اين علم باشند / 250 ( همچون ستاره شناسان و كاهنان ) ، بدان سبب كه به آن قطع ندارند ، آن را با نوشتن تثبيت نمىكنند . و مترفان مدّعى علم غيب ، پيش خود چنين گمان مىكنند كه اموال ايشان باقى خواهد ماند و در آينده افزايش پيدا خواهد كرد ، و اين را نمىدانند كه شايد در علم خدا از آن كاسته شود ، و خداى تعالى گفته است :
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا وَ قالَ لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً * أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً * كَلَّا سَنَكْتُبُ ما يَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا
. « 79 » تا زمانى كه از شرف داشتن علم محروم‌اند ، نياز شديدى به مصادر آن ( رسالت ) دارند ، و تكذيب كردن آنان به اين مصادر و منابع دليلى بر گردنكشى و انكار ايشان است . [ 48 - 50 ] سببهاى سه‌گانه‌اى كه ذكر آن گذشت ، حركت تغييرى را در محيطهاى مترفان با چالشهاى سخت مواجه مىسازد كه مىتواند الهام بخش بعضى از مردم به اين امر باشد كه تغيير قطعا غير ممكن است ، و اين امر دو خطر براى مصلحان دارد : اول : خطر بازگشت از خط سير ، همچون نتيجه‌اى طبيعى از قطع اميد به
هامش
( 78 ) - آل عمران / 179 ، و اين آيهء كريمه در سياق براى كنار گذاشتن اتراف و مترفان آمده است . ( 79 ) - مريم / 77 تا 79 .