مىكند نه با مقدار عمرش ، و چون اين برادر در ميان ايشان بصيرتى نافذ داشت ، زودتر از آنان به معرفت حق دست يافت و به نصيحت دادن به ايشان پرداخت ، و آينده را پيش از وقوع آن باز شناخت ، و خردمندانى كه از پيشوايان و رهبران صالح باشند پيوسته چنيناند .
از ايستار اوسط اصحاب الجنة به اين هدايت مىرسيم كه بينش مهمى كه براى پيدايش مقدمات تغيير اوضاع تمدن و رهبران آن ضرورى به نظر مىرسد و بايد آن را براى رسيدن به اين هدف بزرگ به خوبى دريافت كنند و بپذيرند ، آن است كه جوامع و ملتها ، در آن هنگام كه از راه حق گمراه شوند و از نظامهاى انحراف يافتهء بشرى پيروى كنند ، به سوى حرمان و ناكامى پيش خواهند رفت ، و در درون آنها تكان سختى داراى دو جنبه به وجود خواهد آمد كه : / 228 يكى از آنها قانع شدن به اين است كه در راه پيشين آنان خطايى وجود داشته ، و ديگرى جستجويى براى دست يافتن به راه و روشى صالح ، و اين بهترين فرصت براى ايشان است كه آراء و انديشهها را مطرح سازند و مردمان را به آن متوجه سازند . و اين هم اكنون خبر از وضع امت اسلامى ما مىدهد كه راست و چپ را تجربه كرده و اكنون درد ولادت بازگشت به گزيدهء اول را با روحى تشنه براى تلقى رسالت و طاعت و وادار كردن حاملان و پيشوايان اين رسالت به قبول درست و تحمل مىگذراند ، و اصحاب الجنة بدين گونه در برابر ميانين ( اوسط ) خود و دعوت او براى بازگشت به حق ايستادند .
«
قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
- گفتند : پروردگارا تو منزهى و پاكى و ما ستمگران بودهايم . » پس ارزشهاى الاهى صحيح است و خطايى در آنها وجود ندارد ، بدان سبب كه از خداى صاحب كمال مطلق است ، بلكه خطا و درد در انسانى است كه با انحراف از حق بر خود ستم روا مىدارد . و به همين گونه بر امت اسلامى لازم است كه واقعيت خويش را ارزيابى كند ، و دريابد كه آيا مسئول عقب ماندگى آن اسلام بوده است يا مسلمانان ؟
و بدين گونه به تسبيح پروردگارشان پرداختند تا مسئوليت خطاى خويش را