بر عهدهء مقدرات قرار ندهند ، چه همين امر سبب تأخير حركت كردن ايشان به سوى تغيير و اصلاح بود .
«
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ
- پس بعضى از ايشان روى به بعضى ديگر كردند و به سرزنش كردن يكديگر پرداختند . » هر يك از آنان مسئوليت را متوجّه ديگرى مىكرد ، و اين از خصوصيّات طبيعت بشرى است كه آدمى مدّعى چيزهاى به دست آمده شود و از عواقب و زيانها شانه تهى كند و بگريزد ، و به همين سبب در امثال آمده است كه « شكست يتيم است و پيروزى هزار پدر دارد » ، ولى اصحاب جنت از اين گردنهء سخت نيز گذشتند و همهء آنان به مسئوليت خود اعتراف كردند ، و به آن ايمان آوردند كه مسئوليت يك حقيقت واقع است ، و راه سودمند يگانه براى تغيير اصيل و فراگير .
«
قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ
- گفتند : واى بر ما كه ما از گردنكشان بودهايم . » / 229 يعنى ويل ( عذاب ) براى ما و به سبب ما است كه طغيان كرديم ، و طغيان بزرگتر از ظلم است زيرا كه در آن تجاوز از حد صورت مىگيرد ، و بدين گونه انسان بايد ( از لحاظ فردى و جمعى ) به حجم واقعى خطا و گناه خود اعتراف كند و براى عذر خواهى آن را كوچكتر از آنچه هست جلوهگر نسازد ، و نيز آن را چندان بزرگ نكند كه روح اميد اصلاح را از دست بدهد ، بلكه همچون شجاعانى اعتراف كند كه در جانها روح توبه كردن نصوح و پاكيزه را به سوى خدا بدمد ، و با اميدى همچون اميد خواستاران اصلاح و خير همراه باشد .
«
عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها
- اميد آن مىرود كه پروردگارمان ما را به صورتى بهتر از آنچه بوديم بدل كند . » در دنيا و در آخرت .
«
إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ
- بدان سبب كه ما به پروردگارمان تمايل داريم . » و با رغبت و ميل داشتن به خدا ، انسان از شر فتنهگرى دنيا و اسير شدن به دست آن خلاص مىشود ، در صورتى كه گردنكش به ميل خود را اسير آن مىسازد .