خود او است . و بدين گونه به آنجا راه مىيابيم كه بدانيم از مهمترين حكمتهاى خدا كه به دنبال مؤاخذه كردن / 226 از بندگانش با گرفتار شدن آنان به سختى و بدبختى و رنگهاى گوناگون از عذاب در دنيا مىآيد ، همانا اصلاح كردن مسير و راه بشر است ، و اين كار از زنده شدن ضمير و انگيخته شدن عقل او به ميانجيگرى همان رنج و عذاب فراهم مىآيد ، چنان كه خداوند متعال گفته است : «
فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ
، . . . « 54 » پس ما مسلمانان چه بسيار نيازمند آنيم كه دربارهء داستان آن برادران بينديشيم كه از آيات خدا عبرت گرفتند و چون جنت خود را نابود شده ديدند ، به خود بازگشتند و به جستجوى حقيقت پرداختند ، و ما نيز خود را عوض كنيم تا خدا نيز وصفى را كه در آن به سر مىبريم دگرگون سازد ، چه آن باغى كه طائفى از خدا بر آن طواف كرد ، بسيار شبيه است به آبادى و تمدنى كه عوامل انحطاط و پس ماندگى همهء محصول آن را بريده و از بين برده است .
اگر آنان به نداى مصلحان گوش فرا مىدادند ، به آن نهايت و نتيجهء هولناك نمىرسيدند . . . و به همين گونه هر امت و ملت رستگار نمىشود مگر آن كه قدر و قيمت مصلحان انقلابگر را بشناسد ، و به اندرزهاى آنان گوش فرا دارد ، و اتمام حجت و بيم دادن ايشان را پاسخ مثبت دهد . و ميانه سال برادران صاحب جنت همين كار را بر عهده گرفت ، و در آغاز كه به شتاب تصميم بر خطا كارى گرفتند به معارضهء با ايشان برخاست ، و از عذابى كه به حق به آن رسيدند ياد كرد ، و همهء مسئوليت را بر دوش ايشان گذاشت ، و از صدمهاى كه در ارشاد ايشان بهرهء آنان شد ، به درمان مؤثر آنان پرداخت .
«
قالَ أَوْسَطُهُمْ
- آن كه در ايشان ميانه سال همهء آنان بود گفت . » در آن حال كه امور را به يادشان مىآورد و ملامتشان مىكرد ، و در عين حال به ارشاد آنان مىپرداخت :
هامش
( 54 ) - الانعام / 42 .