بپردازى ، خواهى ديد كه جز از اين گونه كسان پديد نيامده است .
2 - عيب جويى مردمان و غيبت كردن و خبر چينى در مجتمع ، و مخصوصا در نزد رهبرى ، و براى رسيدن به سه گونه هدف :
اول : براى آن كه خود ايشان در جامعه به عنوان صاحب شخصيت برتر باقى بمانند ، و به همين سبب در نزد مقام رهبرى به پايين آوردن منزلت و شخصيت ايشان و چسباندن تهمتهايى عليه آنان مىپردازند ، و در علم روانشناسى به اثبات رسيده است كه در دارندگان عقدهء خوارى و خود كم بينى روح انتقامجويى از مجتمع پديد مىآيد ، و در آن مىكوشند كه جامعه آنان ، همچون خودشان ، جامعهاى پست و فرو افتاده باشد تا در آن به صورت اشخاص غير عادى جلوهگر نشوند .
/ 210 دوم : دستگاه رهبرى را از مجتمع جدا سازند تا خود به تنهايى عنوان گوش شنونده براى آن پيدا كنند ، و در نتيجه قرارها و ايستارهاى آن تنها براى تأمين منافع ايشان بوده باشد ، و حتى چنان شود كه كسى جز خود را در ارتباط با مركز نيرو و قدرت در ميان امت مشاهده نكنند ، و دراز دستى مخصوص ايشان بوده باشد . و چون معمولا از طبقهء مستكبران و مترفان نيستند ، آنچه براى ايشان اهميّت دارد اين است كه ميان رهبرى و امت فاصله ايجاد كنند تا مردمان در چنگال سياستهاى بهرهكشى و منحرف آنان گرفتار شوند ، بى آن كه رهبر از اين كار آگاهى حاصل كند و آسيبى به آنان برساند .
سوم : كوبيدن و ضربه زدن به قواى اصلاحى و رقيب ، و به همين سبب تا در گوشهاى نشانههايى از اصلاح ديده شود به مقابلهء با آن مىپردازند ، و صفحات فراوان را با گزارشهاى گمراه كنندهاى عليه آن پر مىكنند كه چيزى جز طعنه زدن و بدگويى و دروغبافى بر ضد ديگران نيست ، و سراى رهبرى و گوش آن را از شايعات مغرضانه و تهمت و بهتان پر مىكنند ، و اين همه براى آن است كه پيشوا و رهبر اسير در دستهاى آنان باقى بماند و با آن همگان را از چپ و راست بكوبند و آن را كه در صدد ايجاد جنبشى انقلابى و مكتبى بوده است از ميان بردارند .
«
هَمَّازٍ
- بدگو و غيبتگر . »