تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
هدايت را از اين كه به جايگاه شرعى خود در جامعه برسند بازمىدارند . . . و قمّى در تفسير خود از آنچه گفتيم بدين صورت ياد كرده است : « الخير امير المؤمنين است » . « 28 » منافقان تنها به منع خير از ديگران بسنده نمىكنند ، بلكه در گمراهى خويشتن چندان به پيش مىروند كه حدود و حقوق ايشان را در معرض تجاوز قرار مىدهند ، و از لحاظ مادّى ، در صورتى كه آنان را معارض و رقيب ببينند ، در معرض حمله و ضربه قرار مىدهند ، و اگر از محرومان باشند به بهره‌كشى از ايشان مىپردازند ، و از لحاظ معنوى با تهمتهاى مغرضانه به بدنام كردن و . . . و . . . آنان مشغول مىشوند . «
مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
- تجاوز كنندهء بسيار گناهكار . » براى أثيم دو تفسير وجود دارد ، اول : با نظر كردن به كلمه همچون چيزى مستقل كه در اين صورت معنى آن چنين مىشود كه آنان در حدود ارتباط خود با ديگران متصف به صفت جلوگيرى از خير و تجاوز و تعديند ، و در حدود خودشان صفت مخالفت با احكام خدا را دارند ، همچون شرابخوارى و بدگمانى و كينه و حسد ، و به صورتى مبالغه آميز از لحاظ كميت و نوع ، بدان جهت كه أثيم صيغهء مبالغه از آثم به معنى گناهكار است . دوم : با نظر داشتن به كلمه در حال اتصال به ما قبل آن « معتد » كه در اين صورت چند معنى پيدا مىكند ، از آن جمله است اين كه : تجاوز آنان متكى به حقى نيست همچون آن حق كه خداوند متعال در كتاب خود به آن چنين اشاره كرده است : / 213
فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ
، « 29 » و تجاوزى ديگر به باطل و گناه است ، و نيز از آن جمله است : اين كه تجاوز آنان عرضى نيست بلكه از طبيعت ايشان است و ريشه در جانهاى ايشان دارد كه به آن
هامش
( 28 ) - تفسير قمّى ، ج 2 در تفسير همين آيه . ( 29 ) - البقرة / 194 .