اندازه به ترويج اين گمراهى مىدهند تا مگر قبولى از آن را در نزد مجاهدان ملاحظه كنند و نقشهها و برنامههاى / 208 منافى با مصالح مستكبران خود را عوض كنند ! چنان كه در روزگار رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله - چنين بودند و او را از آن جهت ديوانه مىخواندند كه مىخواست در واقعيت و انسان تغييرى ريشهدار به وجود آورد ، و با مجنون خواندن او آرزوى آن داشتند وى را دچار شكست سازند و سپس او را به انصراف از هدف بزرگش وادارند .
آنچه ذكر آن در اين جا شايسته به نظر مىرسد اين كه ، از علتهاى تحريف ديانتهاى مسيحى و يهودى در تاريخ ، يكى آن است كه رهبرى دينى از دو عامل تأثير مىپذيرفته است : يكى هراس از مترفان جبّار ، و ديگرى تمايل به آن كه عدهء بيشترى از مردم در سايهء حمايت دولت قرار گيرند ، و همين امر آنان را به آن برانگيخت تا با حذف بعضى از ارزشها و احكام موجود در انجيل و تورات ، و وارد كردن بعضى از انديشهها و احكامى كه با هوا و هوسهاى مردم سازگارى داشت ، به مداهنه پرداختند ، و اين مطالب را فراموش كردند كه آنچه از دين بر جاى مانده ، ديگر دين خدا نيست ، بلكه دين جبّاران و گردنكشان است ، و آنان با اين كار عنوان خدمتگزارانى در دربارهاى سلاطين پيدا كردند نه رهانندگان و آزاد كنندگان بندگان محروم خدا ! گروه دوم : منافق در جامعهء اسلامى ، كه به پوستهاى دين چسبيدهاند ، همچون نمازى كه نمازگزار را از فحشاء و منكر باز نمىدارد ، و روزهاى كه مايهء دست يافتن به تقوا نمىشود و براى روزهدار احساس درد نسبت به فقيران به وجود نمىآورد ، و انفاق كردن آلودهء به ريا و خريدن نيكنامى براى خود ، و همچنين كارهايى كه از محتواى اصلاحى آنها تهى مانده است ، و شك نيست كه اينان بدون شك تكذيب كنندهء بسيارى از حقايق الاهى همچون جهاد و حرام بودن بهرهكشى از مردماند ، و چنان دوست دارند كه رهبرى مكتبى با آنان مداهنه كند ، ولى آشكارا اين خواستهء خود را اظهار نمىدارند . و آنچه از آياتى برمىآيد كه صفات ايشان را آشكار مىسازد ، اين است كه مهمترين هدف ايشان كه مىخواهند با
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: احمد آرام
ص٢١٨