تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
كه مؤمنان به آن مسلّح شوند و پيش از جبّاران و گردنكشان و بردگان پست ايشان به بهره‌مند شدن از آن مبادرت جويند . [ 2 ] و وحى ميان حقيقت علمى كه قلم نگارندهء آن است با حقيقت رسالت ارتباط برقرار مىسازد ، و اين پيوستگى بار ديگر در سورة العلق با اين گفتهء خداى متعال آمده است :
اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
« 6 » پس چه علاقه‌اى ميان دو امر وجود دارد ؟ اين ارتباط سبب اكتشاف بصيرت مهم علاقهء علم به ايمان ، و به عبارت ديگر علاقهء عقل به وحى است ، چه عقل چيزى است كه وحى را به ياد ما مىآورد و به سوى آن راهنماييمان مىكند ، به همان گونه كه وحى چيزى است كه عقل را برمىانگيزد و نهفته‌هاى آن را استخراج مىكند و مسير آن را به طرف حق جهت مىبخشد . و آن كس كه درس بخواند و آزموده‌هاى عقل بشرى را در سراسر تاريخ بخواند ، بدون شك به آن رهبرى مىشود كه رسالت الاهى ديوانگى نيست ، و نه تلقينات شيطان ، و نه افسانه‌هاى گذشتگان ، و امكان نزول آن جز از پروردگار جهانيان نمىرود ، بدان شرط كه حق دربارهء خودش انصاف بدهد و قصد رسيدن به راه راست داشته باشد . ولى مكذّبان تهمتهاى باطلى كه هر عاقلى آنها را طرد مىكند مىسازند ، تا رويگردان شدن حق را از حقيقت توجيه كنند ، و همچنين گريختن از مسئوليتى را كه اين حقيقت آن را امرى واجب مىشمارد . و سپس آيا تنها به همين اندازه اكتفاء مىكنند ؟ هرگز . . . در صدد آن برآمدند / 198 تا رسول خدا را تحت تأثير خود قرار دهند و در بعضى از ارزشهاى رسالت او را به مداهنه وادار سازند و در نتيجه مصالح آنان محفوظ بماند ، و آن ارزشها به صورت گروهى از آداب حقيقت تهى از ارزشهاى حق و تقوا و عدل و اجتهاد درآيد ، پس به او چيزهايى گفتند كه گردنكشان و طاغوتان به هر مصلح و خوانندهء به حق در سراسر تاريخ گفته‌اند و هنوز هم مىگويند . گفتند : تو ديوانه‌اى . چرا ؟ بدان سبب كه ارزشهايى
هامش
( 6 ) - العلق / 3 تا 5 .