تأكيد مىكند و آن حقيقت اين است كه ريشهء همهء صفات زشت و بد مختفى در فريفته شدن به مال و پيروان است ، و مسلمانان را از عاقبت فريفتگى به ثروت و فرزندان بر حذر مىدارد .
سپس سياق متوجه داستان اصحاب جنّت مىشود كه مثل بدى براى كسانى است كه فريب زينت حيات دنيا را خوردند ، و در برابر حق به استكبار برخاستند ، و خود را از مسكينان برتر و بالاتر دانستند ، جز اين كه / 195 به خطاى خويش پى بردند و به سوى پروردگار خود با توبه بازگشتند و گفتند «
سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
» ، و بلكه گفتند كه : ما از حد درگذشتيم و طغيان كرديم ، و در اين داستان ملاحظه مىكنيم كه مترفان به توبه كردن و دورى كردن از عاقبت بد فريفته شدن به زينت دنيا دعوت شدهاند ، بدان سبب كه نتيجهء اين فريفتگى چشيدن عذاب در دو جهان است .
شرح آيات :
[ 1 ] گفتههاى مفسران دربارهء معنى « ن » با يكديگر اختلاف دارد : بعضى گفتهاند كه مقصود از آن ماهى ( حوت ) است ، بنا بر گفتهء خداى تعالى :
وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ
، و اين گفتهاش :
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً
، « 1 » و قولى ديگر معنى آن را لوح محفوظ دانسته است كه قدرهاى الاهى در آن نوشته شده است ، و اين تفسير با ارجاع آن به پيامبر اكرم روايت شده است كه گفت : آن لوحى از نور است ، و از آيه به اين رأى بدان سبب استدلال كردهاند كه همراه با قلم ذكر شده است ، و به قولى ديگر : دواتى است كه قلم مركّب خود را از آن برمىگيرد ، و در الدّرّ المنثور و التفسير الكبير اشاره به اسم رحمان است بدان جهت كه از حروف آن است ، و به قولى : آن از نامهاى رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله است .
چون از امام صادق - عليه السلام - پرسيدند كه « ن » چيست ؟ گفت :
هامش
( 1 ) - الانبياء / 87 .