براى گفتهء خود با سوگند خوردن و آنچه به آن سوگند ياد شده استمداد قوت مىكند ، پس كلام پروردگار ما به آنچه كه به آن سوگند ياد شده ارزش و شأنى مىبخشد ، پس ما بزرگى قسم را وابستهء به آن مىدانيم كه پروردگارمان به آن سوگند ياد كرده است .
بدين گونه از اين قسم از نقشى كه قلم در بخشيدن كرامت و عزت و گشودن آفاق علم به مؤمنان داشته است آگاه مىشويم ، و بر ما لازم است كه اگر خواستار مالك شدن ناصيهء زندگى هستيم ، مىبايستى ناصيهء علم را در تملك خويش داشته باشيم ، و پروردگار ما سبحانه و تعالى گفت :
عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
، « 5 » و دليل اين قسم را آنچه قلم مىنويسد آورده ( كه علم است ) .
«
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ
- سوگند به قلم و به آنچه با قلم مىنويسند . » گفتند : يعنى فرشتگانى كه با قلم قدرهاى خدا را بر لوح مىنويسند ، يعنى سوگند به خامه / 197 و آنچه سطر به سطر مىنويسد ، يا آنچه از علوم حقّه كه قلم آنها را مىنويسد ، چه علم خود چيز ديگرى است كه شايستگى قسم ياد كردن به آن را دارد ، و بدين قسم قرآن به قلم و علم مقدمهاى براى سست و دروغ شمردن اتهام كهانت و جادو و شعر به رسالت خدا . و مردمان بايد بدانند كه عقل و وحى دو شاخه از يك درختاند و اين كه رسالت و علم همچون دو بال مرغى است كه انسانيت با آنها به جهان بالا پرواز مىكند ، و اين گفته كه بعضى از مدعيان دين از خود درآورده و گفتهاند كه علم از دين نيست ، سخنى بيهوده است ، و اين پندار مدّعيان علم نيز كه آن را منافى با دين مىشمارند ، يك گمراهى دور و پردامنه است . . . چه اين كتاب است كه به علم و آنچه به آن نوشته مىشود سوگند ياد كرده است .
از اين همه چنان مىفهميم كه وظيفهء قلم خدمت دين و علم است نه گمراه كردن مردمان و به بردگى گرفتن ايشان ، و اين كار صورت نمىپذيرد مگر آن گاه
هامش
( 5 ) - العلق / 4 و 5 .