كه تشريعات خود را بايد از جانب خداى دانندهء حكيم دريافت كند ، و بلكه اين او را به صورتى درمىآورد كه جز به آنچه از جانب او فرو فرستاده شده باشد ايمان نمىآورد ، و به نظامها و احكامى كه واضع آنها آدميان بودهاند اطمينان پيدا نمىكند ، بدان جهت كه واضع آنها علم و حكمت محدود داشته است .
[ 3 ] و وحى براى ما ، پس از سخن گفتن از حادثهء تحريمى كه در نتيجهء فشارهاى بعضى از زنان پيغمبر صورت گرفت ، شكل منفى و زيانبخش ديگرى از طرز معاملهء آنان را با او - صلّى اللَّه عليه و آله - آشكار مىسازد كه در آن به علنى كردن اسرار او در نزد ديگران پرداخته بودند . و اين امر مشتمل بر دو خيانت است :
خيانت كردن به او به عنوان همسر ، در صورتى كه همسر مخلص و شايسته مىبايستى خزينهء راز شوهرش باشد و به علنى كردن در نزد هر كس حتى نزديكترين خويشان او اقدام نكند ، و ديگر خيانت كردن به او به عنوان پيامبر و پيشواى امت .
«
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً
- و در آن هنگام كه پيامبر سخنى سرّى را با يكى از همسران خود در ميان نهاد . » گفتهاند كه آن راز حرام شمردن ( تحريم ) ماريه بر خودش بوده است ، و به گفتهاى ديگر ، از جريانهايى سياسى و اجتماعى كه در ميان امت وجود داشت ، و از آيندهء سلطهء سياسى در آن سخن گفت كه اين به فهم نزديكتر و مهمتر است ، بدان سبب كه تحريم ماريه پنهانى نبود ، و سخن گفتن از آن نيازى به تأكيد كردن به يارى خدا و فرشتگان و مؤمنان شايسته با پيامبر نداشت . و علامهء طبرسى ( رض ) در مجمع البيان چنين آورده است : و چون ماريهء قبطيّه را بر خود حرام كرد ، حفصه را از آن با خبر ساخت / 108 كه پس از وى ابو بكر و عمر به فرمانروايى خواهند رسيد . « 10 » «
فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ
- و چون حفصه اين خبر را فاش كرد . » گفتهاند كه حفصه و عايشه هر دو پدرانشان را از اين امر آگاه كردند ، كه اين يا بر اثر روابط عاطفى ميان دختر و پدرش بوده است ، و يا براى خودنمايى به
هامش
( 10 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، در ضمن بحث از آيه .