تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
راه گريزى باز مىگذارد كه به وسيلهء آن از آثار مادى و معنوى سوگند ياد كردن با دادن كفّاره خلاص شوند ، و اگر خدا حرام كردن چيزى را براى شخص خود به او وامىگذاشت ، بسيارى از مردمان گرفتار عسرت و مشقّت مىشدند و بسيارى از خانواده‌ها از هم پاشيده مىشد ، بدان سبب كه فشارها و حالات خشم آنها را بر آن مىداشت كه غالبا چيزها را به سوگند بر خود حرام سازند . «
قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ
- خدا گشودن گره سوگندهايتان را بر شما واجب كرده است . » امام ابو جعفر - عليه السلام - گفته است : « كنيز خود ماريه را بر خود حرام كرد و سوگند خورد كه با او نزديكى نكند ، پس بر او گزاردن كفارهء سوگند لازم آمد و حرام بودن كنيز براى او صورت نگرفت » ، « 6 » / 106 و اين در آيه با
تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ
آشكار مىشود ، پس اگر كسى بگويد كه فلانى بر من حرام است و سوگندى ياد نكند ، نه آن شخص بر او حرام مىشود و نه دادن كفاره وجوب پيدا مىكند ، بلكه ايلاء ( سوگند ياد كردن براى جدايى ) جز با سوگند ياد كردن و براى مدت چهار ماه تحقق پيدا نمىكند . و از ابو جعفر ( ع ) روايت شده است كه گفت : « ايلاء وجود پيدا نمىكند مگر آن كه براى مدتى بيش از چهار ماه سوگند ياد كند » ، « 7 » يعنى به اين دو شرط ، و آنچه از نصوص برمىآيد ، آنچه به رسول اللَّه مربوط مىشود ، حرام ساختن به سوگند بوده است نه ايلاء ، بدان سبب كه ماريه كنيز بود و مشمول ايلاء نمىشد . از ابو نصر روايت شده است كه گفت : از امام رضا ( ع ) دربارهء مردى پرسيدم كه از نزديكى با كنيز خود دورى گزيده است و او گفت : « چگونه مىتواند چنين كند در حالى كه او طلاق ندارد » ، « 8 » مگر اين كه پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - چنان كه بعضى از مفسران گفته‌اند ، سوگند به آن ياد كرده باشد ، كه از نزديكى با همهء زنان خويش ، پس از تحذير خدا به او دربارهء حرام كردن چيزى كه
هامش
( 6 ) - همان جا . ( 7 ) - الوسائل ، ج 15 ، ص 538 . ( 8 ) - همان منبع ، ص 539 .