تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
گرفت : / 104 «
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
- اى پيامبر ! » شايد از آن روى پروردگار جليل او را به صفت رسول و فرستاده‌اى كه مبلّغ احكام و رسالت خدا است مخاطب قرار نداد و به صفت پيامبرى با او سخن گفت كه سوگند ياد كردن او جزئى از رسالت محسوب نشود . «
لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ
- چرا چيزى را كه خدا براى تو حلال كرده است بر خود حرام مىكنى . » تحريم در اين جا به معنى امتناع است نه به معنى تشريع و قانونگذارى . خداوند متعال دربارهء موسى - عليه السلام - گفت :
وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ
- از پيش دايه‌ها را بر او حرام كرديم » ، « 4 » و اگر رسول با تحريم خود قانونگذار مىبود ، تعبير مىبايستى به صورت ( لا تحرّم - حرام مساز ) و با نهى آمده باشد ، بدان جهت كه قانونگذار و مشرّعى جز خدا وجود ندارد و هيچ كس را جز او ، هر كس كه بوده باشد ، نرسد كه به تشريع بپردازد . از زراره از ابو جعفر - عليه السلام - روايت شده است كه گفت : از او دربارهء مردى پرسش كردم كه به زنش گفت : تو بر من حرامى ، پس به من گفت : « اگر دستم به او مىرسيد ، به سرش مىكوفتم و آن را به درد مىآوردم ، و به او مىگفتم : خدا او را بر تو حلال كرد ، پس چه چيز او را بر تو حرام ساخت ؟ او كارى جز آن نكرد كه دروغ گفت و گمان كرد كه آنچه خدا بر او حلال كرده حرام است ، و بر او نه طلاقى لازم است و نه كفاره‌اى » ، « 5 » و پيامبر به عنوان مشرّع حرام نكرد ، بلكه از همخوابگى با ماريه بدان سبب امتناع ورزيد كه مىخواست رضايت خاطر همسرانش را كه رشك سبب برانگيخته شدن آنان شده بود فراهم آورد .
هامش
( 4 ) - القصص / 12 . ( 5 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 368 ، به نقل از الكافى .