إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ( 20 )
نيستند مگر دروغ زنان [ كه دروغ ميگويند ] .
أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ
، يا ما ايشان را پيش از قرآن نامهاى دادهايم [ كه اين حديث دختر در آنست ] ،
فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ ( 21 )
، ايشان دست در آن زدهاند
بَلْ قالُوا
، نه كه گفتند ،
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
، ما پدران خويش را بر كيشى يافتيم ،
وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ ( 22 )
و ما بر پيهاى ايشان راه ميبريم .
وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا
، و هم چنان نفرستاديم ،
مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ
، پيش از تو در هيچ شهر هيچ آگاه كنندهاى ،
إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها
، مگر كه جهانداران و بطر گرفتگان ايشان گفتند ،
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
ما پدران خويش را بر كيشى يافتيم ،
وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ ( 23 )
و ما بر پيهاى ايشان پس رو ميباشيم .
قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ
، گفت باش و اگر من بشما آمدم و آوردم ،
بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ
، راستتر از آن چيز كه پدران خويش را بر آن يافتيد ، [ چه گوئيد ] ،
قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ ( 24 )
، گفتند ما به آنچه شما را به آن فرستادند ناگرويدگانيم .
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ
، كين كشيديم از ايشان ،
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ( 25 )
، نگر چون بود سرانجام دروغ زن گيران .
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ
، ابراهيم گفت پدر خويش را و قوم خويش را :
إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ( 26 )
من بيزارم از آنچه شما ميپرستيد .
إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي
، مگر آن خداى كه مرا آفريد ،
فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ ( 27 )
كه او خود مرا راه مينمايد .
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً
، آن سخن را سخنى پاينده كرد ،
فِي عَقِبِهِ
، در نژاد فرزندان خويش ،
لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 28 )
تا مگر با خدا آيند [ بتصديق و توحيد ] .
بَلْ مَتَّعْتُ
، بلكه برخوردار كردم [ و روزگار دادم و فرا گذاشتم ]