لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ
، تا راست نشينيد [ و آرام گيريد ] بر پشتهاى ستوران ،
ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ
، آن گاه نيكوكارى خداوند خويش ياد ميكنيد ،
إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ
، آن گه كه بر ستور راست نشينيد .
وَ تَقُولُوا
و آن گه گوئيد ،
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا
، پاكى و بىعيبى او را كه زير دست كرد و نرم ما را اين ستور ،
وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ( 13 )
يا نه ، ما با او برنتوانستيمى « 1 » و برنيامديمى ،
وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ ( 14 )
و ما در اين نعمت با خداوند خويش ميگرديم [ بآزادى ] .
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً
او را از رهيگان او بهرهاى ساختند ،
إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ( 15 )
اين مردم ناسپاسى است آشكارا .
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ
، باش از آنچه خود آفريد ، دختران گرفت و مادينه گزيد خود را ،
وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ ( 16 )
و شما را خالص كرد و برگزيد پسران .
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ
، و آن گه كه بشارت دهند يكى را از ايشان ،
بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا
، به آنچه رحمن را صفت ساخت ،
ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا
، روى وى سياه گردد ،
وَ هُوَ كَظِيمٌ ( 17 )
و او پراندوه .
أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ
، باش كسى كه در زيور برآيد و ببالد ،
وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ ( 18 )
و او در داورى بىزبان و بىسخن بود ، [ همچو كسى است كه خصومت بسر برد ، و دردآورى نيك آيد ] .
وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً
، و فريشتگان را كه ايشان بندگان رحمانند [ در سخن ] مادينان كردند ،
أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ
، بودند آنجا كه [ اللَّه ] فرشتگان را ميآفريد ،
سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ
، [ آرى ] مىنويسند گواهيهاى ايشان [ بر ما ]
وَ يُسْئَلُونَ ( 19 )
و بپرسند ايشان را [ فردا از آن ] .
وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ
، گفتند اگر رحمن خواستى كه فرشتگان را نپرستيم نپرستيديمى ايشان را .
ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ
، ايشان را هيچ دانش نيست به آنچه ميگويند ،
هامش
( 1 ) نسخهء الف : برنتوانستمانيد .