گفت : اللَّه اللَّه ، تا روزى كه جنيد گفت : يا با بكر ، اگر دوست غائب است اين غيبت كردن چراست ؟ و اگر حاضر است اين گستاخى و ترك ادبى از كجاست ؟ سخن جنيد او را ساكن كرد ، پس جنيد بفرمود تا او را بحمام بردند و موى چند ساله از سر وى فرو كردند ، آن گه ، دست وى گرفت و به مسجد شونيزيه برد ، هشتاد و اند كس ، از اين جوانمردان طريقت و سلاطين حقيقت حاضر بودند . بو الحسين نورى و بو على رودبارى و سمنون محب و رويم بغدادى و جعفر خلدى و امثال ايشان .
جنيد گفت : اى اصحاب و مشايخ ، هر چه پير ما سرى سقطى قدس سره از رياضت و مجاهدت از ما بديد ، ما از اين كودك بديديم ، اگر اجازت فرمائيد تا لباس بگرداند ، باشد كه بركات اين لباس او را بر استقامت دين بدارد و اگر حق اين لباس فرو نهد لباس ، خود ، از وى ، داد خود بستاند .
جنيد بر پاى خاست و مرقع از سر خود بركشيد و در گردن شبلى افكند .
اى جوانمرد ، گوهر وصال او نه چيزيست كه بدست هر دون همتى رسد ، درّى است كه جز در صندوق صدق صديقان نيابند ، عبهريست كه جز در باغ راز و ناز دوستان نبينند ، كسى را كه اين دولت در راه بود ، اگر بهزار كوى فرو شود ، آخر هر كوى به خود بربسته بيند ، تا قبلهء وى ، يكى گردد و مقصد وى يكى شود ، يك دل و يك همت بود ، كار از يك جاى و حكم از يك در بيند . و اليه الاشارة بقوله : -
أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ .
منه الابتداء و اليه الانتهاء ، قال اللَّه تعالى : -
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
،
وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
.
سورهء 43 - سورة الزخرف - ( مكيه ) .
1 - النوبة الاولى
( 43 / 31 - 1 )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قوله تعالى : -
بِسْمِ اللَّهِ
بنام خداوند ،
الرَّحْمنِ
، فراخ بخشايش ،
الرَّحِيمِ
مهربان .
حم ( 1 )
بحلم من و بمجد من
وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ ( 2 )
. و به اين نامهء روشن ، [ روشن كنند ] .