أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ
.
اين آيت تيروار در نشانهء دل وى نشست ، دردى و سوزى از درون وى سر برزد . كمين عنايت بر وى گشاده ، اسير كمند توفيق گشت ، از اينجا بازگشت و همى گفت :
بلى و اللَّه قد آن ، بلى و اللَّه قد آن .
از آنجا بازگشت در خرابه شد ، جماعتى كاروانيان آنجا بودند و با يكديگر ميگفتند - فضيل بر راه است ، اگر برويم راه بر ما بزند و رخت ما ببرد . فضيل خود را ملامت كرد ، گفت : اى بد مردا كه منم اين چه شقاوت است ، روى به من نهاده در سايهء ميانهء شب به قصد معصيت از خانه بدر آمده و قومى مسلمانان از بيم من در اين كنج گريخته ، روى سوى آسمان كرد و از دلى صافى توبهء نصوح كرد . گفت :
اللهم انى تبت اليك و جعلت توبتى اليك جوار بيتك الحرام .
الهى از بد سزاى خود در دردم و از ناكسى خود بفغان ، دردم را درمان ساز اى درمان ساز همه دردمندان ، اى پاك صفت از عيب ، اى عالى صفت از شوب ، اى بىنياز از خدمت من ، اى بىنقصان از حسابت من .
من بجاى رحمتم ببخشاى بر من ، اسير بند هواء خويشم بگشاى مرا از اين بند .
اللَّه تعالى دعاء وى مستجاب كرد و با وى كرامتها كرد . از آنجا برگشت و روى بخانهء كعبه نهاد سالها آنجا مجاور شد و از جملهء اولياء گشت .
ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ
.
آلاء بر بنده واجب است كه اقرار دهد و ايمان آرد كه هر چه بوى رسد نعمت يا مصيبة ، آسانى يا دشوارى ، سعادت يا شقاوت ، همه بتقدير و تدبير خداوند است ، بارادت و مشيت او بدانش و خواست او .
سابقه رانده چنانك خود دانسته ، عاقبتى نهاده چنانك خود خواسته .
مؤمن چون اين اعتقاد كرد و درين بياييد از حضرت عزت سه كرامت يافت :
يكى عاقبت ، ديگر دولت ، سيم سعادت .