تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
طوبى كسى را كه اين سه كرامت با نهاد او موافقت نمايد . عافيت بهرهء تن است ، دولت اقطاع روزگار ، سعادت نصيب دل و دين . عافيت بجاى ديده ، سعادت بجاى دل ، دولت بجاى جان . اين هر سه جمع بايد ، هميشه تا كار دل ، و دين بر نظام بود . از اينجا گفت مصطفى ( ص ) : اللهم انى اسئلك العفو و العافية و المعافاة فى الدنيا و الآخرة . و يروى : اللهم انى اسألك اليقين و العافية . و روى : اللهم ارزقنى الفقر و العافية و المعافاة فى الدين . يكى از بزرگان دين گفته : كه عافيت تنى بود بىبلا و علت دمى بىهوا و بدعت دلى بىحسد و عداوت ديوانى بىجفا و زلت ، طاعتى بىريا و سمعت . چون اين پنج معنى مرد را مسلم گردد نعمت دين و دنيا بر وى تمام گردد . و گفته‌اند كه : عافيت آنست كه امروز همهء خلق از دست و زبان تو سلامت يابند و فردا تو از دست دعوى و زبان خصومت خصمان سلامت يا بى چون برين جمله باشد عافيت دنيا و آخرت در حق تو جمع شد . اما دولت ، بزرگان گفته‌اند كه : الدولة اتفاقات حسنة ، يكى از دلائل دولة اتفاقهاى نيكوست . مردى را بينى از كار خويش غافل ، دولت فراموش كرده ، همى ناگاه طلعهء دولت بسر وى آيد . دست دولت در دل وى بكوبد ، وى از خواب غفلت درآيد . رسول دولت بر سر خود بيند ، لباس دولت بر تن خود بيند . پير طريقت اينجا سخنى نغز گفته : الهى دانى بچه شادم به آنكه نه بخويشتن به تو افتادم . الهى تو خواستى نه من خواستم . دوست بر بالين ديدم چو از خواب برخاستم . شعر :
اتانى هواها قبل ان اعرف الهوى * فصادف « 1 » قلبا فارغا فتمكنا
آن دولتى بود كه ناگاه بدر دل بلال حبشى آمد . آن بىدولتى بود كه بو طالب قريشى را دريافت .
هامش
( 1 ) نسخه الف : فصادق مسلما غلط است
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 507 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )