تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
هيچ قدم از روى صورت برسول خدا نزديكتر از قدم بو طالب نبود لكن چه سود داشت چون دولت دستگير نبود « 1 » . دولت بلال را بر تخت بخت نشاند و بىدولتى بو طالب را در وهدهء مذلت و هوان افكند . « يفعل ما يشاء و يحكم ما يريد » . اما سعادت حكمى است ازلى و كارى ابدى . جد و جهد بنده را در آن مجال نيست آنها كه بدان رسيدند ، لا بل كه بقضيت ربوبيت و مشيت الهيت رسيدند .
ان السعادة امر ليس يدركها * اهل السعادة الا بالمقادير مكتوبة عن اناس طالبين لها * و قد تساق الى قوم بتقدير
سعادت تاج و هاج است تا بر سر كه نهند ، طراز اعزاز است تا بر آستين كه كشند . كمر عزاست تا بر ميان كه بندند ، قباء بقاست تا در تن كه پوشند . نشانش آنست كه گفته‌اند : الطاعة بعد الطاعة علامة السعادة و المعصية بعد المعصية علامة الشقاوة . علم سلطان سعادت چون در عالم نهاد بند بندهء برزنند ، علامتها بر اهوال او ظاهر شود تا بدليل و سؤال حاجت نبود . « 2 »
فر كو نه بدى باشه آن را كه سها بود * عاشق به همه جايى انگشت‌نما بود
پايان مجلد 9 از كشف الاسرار شامل سورة الشورى تا پايان سورة الحديد
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ميگويد : اسلام ابو طالب مورد اختلاف است و اماميه و اكثر زيديه قائل باسلام اويند و برخى از مشايخ معتزلى ما نيز مانند شيخ ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسكافى نيز بر اين عقيده‌اند ادله‌اى فراوان و اخبارى بسيار از طريق عامه و خاصه براى اثبات اسلام ابو طالب آورده‌اند . سيد ابو على فخار بن معد موسوى رساله‌اى مستقل در باب اسلام ابو طالب پرداخته و اخبارى فراوان از طريق عامه و خاصه آورده و از آن جمله است روايت مسند ابو الفرج اصفهانى از عكرمه از ابن عباس بدين مضمون : ابو بكر روزى پدر كور خود ابو قحافه را به خدمت رسول اللَّه ( ص ) كشانيد تا مسلمان شود . و در پاسخ سخنى از حضرت رسول ( ص ) گفت : اسلام ابو طالب بيش از اسلام پدرم مرا شادمان ساخت . در كافى شريف اخبارى صريح در اسلام ابو طالب آمده و در عده‌اى از اين اخبار تصريح شده است كه - ابو طالب مانند اصحاب كهف اسلام خود را نهان ميداشته است . ( 2 ) كذا .