النبى الهاشمى اعنى النبى الامى العربى محمد المصطفى ( ص ) پرسيد « 1 » كه - يا رسول اللَّه از آن رازها كه شب معراج رفت و حضرت احديت جل جلاله و عم نواله و عظم شأنه و عزت كبرياؤه در كلام قديم ميفرمايد « 2 » كه
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى
چه بود ؟
اگر لختى كه گفتنى است با من گويى .
رسول هاشمى و نبىّ مطلبى عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات فرمود « 3 » :
يا عايشه گفتم - خداوندا امّتهاى گذشته « 4 » چون سر از اطاعت « 5 » بگردانيدند قومى را سنگ باران فرمودى ، قومى را به زمين فرو بردى ، قومى را صورت بگردانيدى ، خداوندا با امت من چه خواهى فرمود و ايشان را حكم چه راندهاى ؟
حضرت عزت جل و علا فرمود « 6 »
فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ
.
تو در كار ايشان همه سلامت و امن و عافيتدان و دل خويش از ايشان بسلامت دار و ايمن باش .
اگر گذشتگان را سنگباران فرستادم ، امت تو را رحمت باران فرستادم و فرستم كه من در ازل فرمودهام « 7 » و حكم رانده كه :
عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ
كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
.
و اگر از ايشان قومى را به زمين فرو بردم اينان را به آسمان بر آرم و بجنّات مأوى رسانم كه من در ازل فرمودهام « 8 » :
فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى نُزُلًا
.
و اگر ايشان را صورت خلقت بگردانيدم ، اينان را صورت عمل بگردانم ، سيّئات را حسنات كنم . كه من در ازل فرمودهام « 9 » .
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : عايشهء صديقه از مصطفى ( ص ) پرسيد . بقيه عبارت در نسخهء ج نيست .
( 2 ) در نسخهء ج : شب معراج رفت و حق ميگويد . .
( 3 ) در نسخهء ج : رسول ( ص ) گفت . بقيه عبارات وسط بين اين دو كلمه را نسخهء ج فاقد است .
( 4 ) در نسخهء ج : امتها گذشته .
( 5 ) در نسخهء ج : سر از چنبر اطاعت .
( 6 ) در نسخهء ج : گفت ( با حذف جملهء : حضرت عزت . . . ) .
( 7 ، 8 ، 9 ) نسخهء ج : گفتهام .