و قصور و انهار و اشجار ايشان را صيد نكنند . غلامان سراى سلطان توحيداند و ساكنان عالم عشق و سلاطين جهان معرفت و مشتاق شربت نيستى .
بهشت خلد زينت و جمال خود بريشان عرضه مىكند و ايشان يقين و معرفت خود برو جلوه ميكنند .
بهشت جوى مى و شير و عسل بر ايشان عرضه مىكند و ايشان چشمهاى توحيد و درياهاى تفريد برو جلوه ميكنند .
بهشت درختان ميوهدار با ازهار و انوار بريشان عرضه مىكند و ايشان نهالهاى درد و حيرت برو جلوه ميكنند .
بهشت حورا و عينا آراسته و پيراسته بريشان عرضه مىكند و ايشان مخدّرات معرفت و مخبآت مشاهدت برو جلوه ميكنند . تا آخر ، بهشت از ايشان خجل بازگردد و ايشان درگذرند و تا به
مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
ديدهء همت بكس باز نكنند .
2 - النوبة الاولى
( 56 / 96 - 58 )
قوله تعالى :
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ ( 58 )
چه بينيد اين آب زه كه مى او كنيد ؟ .
أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ ( 59 )
؟ شما آن فرزند ميآفرينيد يا ما آفريدگار آنيم .
نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ
، ما اجلهاى شما باز انداختيم ، مرگ بر شما تقدير كرديم ،
وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ( 60 ) عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ
و ما نتوان نيستيم كه
امثال شما بر شما بدل آريم ،
وَ نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ ( 61 )
و شما را باز در صورتى ديگر آفرينيم ، از هر صورت كه خواهيم و شما ندانيد .
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى
، و خود دانستهايد آفرينش اول ،
فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ ( 62 )
چرا آفرينش نخست در ياد نياريد ؟
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ ( 63 )
چه بينيد اين كشت كه مىورزيد ؟ .