گفت - آخر از وى هيچيز شناسى كه بان در وى طمع كنى . ؟ گفت - نه مگر يك چيز - هر گه كه طعام سير خورد گرانى طعام او را ساعتى از نماز و ذكر اللَّه مشغول دارد .
يحيى گفت - از خداى عز و جل پذيرفتم و با وى عهد بستم كه هرگز طعام سير نخورم .
در خبر است كه - هر كه اندك خورد و صوف پوشد چنانك بلقمهاى و خرقهاى « 1 » از دنيا قناعت كند ، تفكر در دل وى پديد آيد و از تفكر حكمت زايد و حكمت چون خون در باطن وى روان گردد . و آن كس كه طعام بسيار خورد از تفكر بازماند و دل وى سخت گردد . و القلب القاسى بعيد من اللَّه بعيد من الجنة قريب من النار .
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ
-
وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ
ترسندگان را و اندوهگنان را چهار بهشت است : دو بهشت زرين و دو بهشت سيمين مصطفى ( ص ) از اين چهار بهشت خبر داده و گفته -
جنتان من فضة آنيتهما و ما فيهما و جنتان من ذهب آنيتهما و ما فيهما ، و ما بينهم و بين ان ينظروا الى ربهم الا رداء الكبرياء على وجهه فى جنة عدن .
ترسى بايد كه روزگار مرد همه عين اندوه گرداند . چون اندوه پديد آمد آفتاب محبت حق جز بر دل وى نتابد كه - ان اللَّه يحبّ كل قلب حزين .
عالميان قدر اندوه ندانستند ، اندوه بگذاشتند و به راه نفس بيرون شدند و شادى و طرب اختيار كردند .
اگر بجملگى روى بعالم اندوه نهادندى ، بهر ميلى كه در باديهء اندوه رفتندى جز حدقهء كروبيان و روحانيان قدمگاه ايشان نبودى .
چهرهء ترس و صورت اندوه فردا پيدا آيد كه قيامت بازار خويش برسازد .
هر نفسى كه بترسى بر كشيده باشند نورى گردد . و هر قدمى كه باندوهى برداشته باشند مركبى شود كه مسافت سراى رضوان به آن مركب قطع كنند .
عالميان همه در عتاب و حساب رستاخيز باشند . و اندوه خوارگان بر بساط انس در خيمهء
وَ هُوَ مَعَكُمْ
با حق در مناجات باشند كه يكى از ايشان را نيز از بهشت ياد نيايد .
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : بلقمهءى و خرقهءى