تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
ختم اللَّه سبحانه هذه السورة بذكر تمجيده و تحميده كما عدّد فنون نعمه و صنوف مبرته و روى عن عائشة قالت - كان رسول اللَّه ( ص ) اذا سلم من الصلاة لا يقعد الا مقدار ما يقول - اللهم انت السلام و منك السلام تباركت ذا الجلال و الاكرام .

النوبة الثالثة

قوله :
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ
. نعيم باقى و ملك جاودانى و قرب حضرت الهى كسى را بود كه در همه حال از اللَّه ترسد و احوال و اهوال رستاخيز همواره پيش چشم خويش دارد . خوف و خشيت چراغ دل است و زمام نفس و رياضت روح و تازيانهء حق و حصار دين . تخم خوف صبر است و آب آن ورع و ثمرهء آن نجات . يقول اللَّه تعالى -
وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
. مالك دينار گفته : ولىّ كه درو خوف بود علامتش آنست كه خاطر را از حرمت پر كند و اخلاق مهذب گرداند و اطراف بادب دارد . بو القاسم حكيم گفته كه - ترس از خالق ديگر است و ترس از مخلوق ديگر . هر كه از مخلوق ترسد از وى بگريزد و هر كه از خالق ترسد با وى گريزد . يقول اللَّه تعالى :
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
. ترس از اللَّه با شهوات دنيا به نسازد « 1 » هر كه اسير شهوات گشت ترس از دل وى رخت برداشت و در دست ديو افتاد تا بهر درى كه خواهد او را ميكشد . در آثار بيارند كه يحيى زكريا صلوات اللَّه عليهما بر ابليس رسيد و بر دست ابليس بندها ديد از هر جنس و هر رنگ . گفت - اى شقى ، اين چه بندهاست كه در دست تو مىبينم ، گفت - اين انواع شهوات فرزند آدم است كه ايشان را به اين دربندم آرم و بر مراد خويش ميدارم . گفت - يحيى زكريا را هيچ بند دارى كه او را به آن بند در حكم خود آرى . . ؟ گفت - نه كه او را از ما معصوم داشته‌اند و دست ما به دو نرسد
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : بنسازد .