قوله :
وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ
-
فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
-
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
.
اين هر سه آيت در اين سورة حجّت است بر قدريان و معتزليان و خارجيان و رد مذهب باطل ايشان كه ايشان خير و شر ، همه از خود بينند و گويند - اللَّه تعالى آلت آفريد و قوّت در وى نهاد و فرمان فرمود . بنده مستغنى شد از حق جل جلاله و او را بتوفيق و معونت حاجت نيست .
لا جرم لازم آيد ايشان را كه خود را خالق افعال خود گويند تا خداى را « 1 » عز و جل در آفرينش شريك گفته باشند . و نيز كارها بخواست خود اضافت كنند نه بخواست اللَّه جل جلاله .
و اين مذهب ثنويان است و اين سه آيت ردّ ايشان است .
و مذهب اهل سنت آنست كه نيكى و بدى هر چند كسب بنده است و بنده به آن مثاب و معاقب است اما بخواست اللَّه است و به قضا و تقدير او . چنانك رب العزة فرمود :
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
و مصطفى ( ص ) فرمود :
القدر خيره و شره من اللَّه عز و جل .
و قال تعالى و تقدس :
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
.
هر چه بود و هست و خواهد بود همه آفريدهء ماست ، به قضا و تقدير ما ، بارادت و مشيّت ما . قضايى رفته و حكمى رانده و كارى پرداخته ، نه خواست تو است كه امروز مىدروا كند « 2 » ، كردهء ازلى است كه مى آشكارا كند .
يكى را رقم فضل بلطف ازل كشيده ، قبول وى از عمل وى بيش ، اجابت او از دعاء وى بيش . عطاء او از سؤال وى بيش . خلعت او از خدمت وى بيش . عفو او از جرم وى پيش .
يكى را روز اول در عهد ازل داغ عدل بر نهاده و از درگاه خود برانده .
عذاب او از معصيت وى بيش ، عقوبت او از جرم وى بيش .
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : تا خداى را
( 2 ) در را : افراشتن ، برپاداشتن باشد و با دربايست از يك ريشه است رجوع به برهان قاطع مصحح دكتر معين شود .