جفتى [ جانور نر و ماده ، و بىجان دو رنگ ، و خوردنى دو رنگ و دو طعم ]
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ( 49 )
تا مگر دريابيد و پند بپذيريد .
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
، [ گوى اى محمد كه از خشم خداى يا رحمت خداى ] گريزيد [ بتوبه و اجابت و طاعت ] ،
إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 50 )
من شما را آگاه كنندهء ترسانندهام آشكارا .
وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
، و با خداى ، خداى ديگر انباز مكنيد ،
إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 51 )
كه من شما را آگاه كنندهاىام ترسانندهء آشكارا .
كَذلِكَ
، هم چنان [ كه ترا جادو و ديوانه گفتند ] ،
ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ
، نيامد بايشان كه پيش از ايشان بودند هيچ فرستادهاى ،
إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ( 52 )
مگر كه گفتند جادوست و ديوانه .
أَ تَواصَوْا بِهِ
[ همه پيشينيان پسينيان را به اين سخن گفتن ] وصيت و اندرز كردند ،
بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ ( 53 )
[ نه جادوست و نه ديوانه ] ، ايشان قومىاند از طاعت سركش .
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ
، روى گردان ، از ايشان فرا گذار ،
فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ ( 54 )
[ چون پيغام رسانيدى ] بر تو جاى ملامت و نكوهيدن نيست .
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ( 55 )
و پند ده در ياد كه پند و ياد كرد سود دارد گرويدگان را .
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ
، نيافريديم پرى و آدمى را ،
إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ( 56 )
مگر [ آن را فرمايم ايشان را كه ] مرا پرستيد و مرا خوانيد .
ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ
، نمىخواهم از ايشان كه مرا روزى دهند ،
وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ ( 57 )
و نمىخواهم كه مرا چيزى خورانند .
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ
اللَّه اوست كه روزى ده است و روزى رسان ،
ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ( 58 )
[ اوست آن ] با نيروى پاك صفت [ پاينده نعت ، نه تغيير پذير نه حال گرد ] .