كه بود مركب خاص خويش به سمت خويش دارد ، آن را داغى مشهور بر نهد ، تا طمع ديگران از وى بريده گردد ، هر مركبى كه داغ سلطان دارد از دست نشست ديگران آسوده بود ، عزيز و مصون مكرم و محترم بود ، باز هر مركبى كه داغ سلطان ندارد پيوسته ذلول و ذليل بود . در آسيب كوفت و كوب ديگران بود . مثال بندگان خداوند جل جلاله همين است : داغ الهى بر خواص اهل اخلاص ، گفتار بسم اللَّه است ، هر كه اين داغ دارد در حمايت جلال است و در رعايت جمال و در خلعت قبول و اقبال ، و هر كه اين داغ ندارد اسير كسير است و رنجور و مهجور ، ظاهر او سحرهء دست سلاطين و باطن او پاى سپردهء مردهء شياطين . پس جهد كن ، اى جوانمرد تا داغ عبوديت حق بر سر خود كشى تا سعيد هر دو سراى گردى و چندان كه توانى بكوش تا خويشتن را در كسى از كسان او بندى تا عزيز هر دو جهان گردى .
بندهء خاص ملك باش كه با داغ ملك * روزها ايمنى از شحنه و شبها ز عسس
هر كه او نام كسى يافت از اين درگه يافت * اى برادر كس او باش و مينديش ز كس
قوله :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
اى - لا تقضوا امرا دون اللَّه و رسوله و لا تفعلوا من ذات انفسكم شيئا ، اى گرويدگان و حق را جويندگان و در راه اسلام پويندگان ، از ذات خويش هيچ مگوييد و از بر خويش در عرصهء دين هيچ اساس منهيد و تكيه بر دانش و خرد خود مكنيد . هر چه گوئيد از گفت رسول ما گوئيد و از فرمان او در مگذريد ، عهد او در دل گيريد و حكم او بجان پذيريد ، كه حكم او حكم ماست و قول او وحى ماست و شريعت او نهادهء ماست و سنّت او پسنديدهء ماست و اتباع او دوستى ماست . شما كه ياران اوئيد و در اميد شفاعت و تفخيم او را خوانيد ،
لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ
. خبر نداريد كه هنوز جوهر فطرت او از سكون عدم بخطاب كن در حركت فيكون نيامده بود و از جوار قدم هنوز قدم در طينت آدم ننهاده بود كه فضائل و شمائل او وصف كرديم و مقربان حضرت و عابدان سدره را از حال و كمال و خلق و خلق او خبر