مائيم خداوندى را سزا و به خدا كارى دانا ، در ذات يكتا ، و در صفات بىهمتا . با عزت و با كبريا ، با عظمت و بابها . الكبرياء ردائى و العظمة ازارى فمن نازعنى واحدا منهما ادخلته النار .
قوله :
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ
، يا محمد ما بحرمت و حشمت تو گناه آدم و حوا آمرزيديم . بدعوت و شفاعت تو گناهان امت آمرزيديم ، عاصيان امت در پناه تواند ، همهء عالم طفيل جاه تواند . آفتاب دولت تو بر انبيا تافت ، تا هر كس از شعاع تو بهر « 1 » يافت . تكريم آدم بجاه تو بود ، رفعت ادريس بسبب تو بود ، شرف نوح بطفيل تو بود ، خلت خليل بنسب تو بود ، عز موسى بشوق تو بود ، عيش عيسى در عشق تو بود .
فرمان آمد كه اى ساكنان عالم قدس و اى مسبّحان درگاه جبروت همه داغ مهر اين مهتر بر دل نهيد ، آتش شوق او در جان زنيد و در راه انتظار او بنشينيد تا آخر دور كه ما او را بفيض جود در وجود آريم و سراپردهء نبوت او از قاف تا قاف باز كنيم و بر تخت بخت در صدر رسالت بنشانيم تا هر كه برو برگذرد ، خلعتى و كرامتى يابد و بهر كه نظر كند رفعتى و عزتى بيند . مردى كه با وى در سفر غار بود صديق اكبر شود . مردى كه از بهر وى تيغى بر كشد فاروق انور شود . مردى كه لشكر او را جهازى سازد ، ذو النورين ازهر شود . مردى كه علم او بردارد و در پيش او تيغ زند ، عالم او را مسخر شود ، حبشيى كه او را مؤذنى كند از دهر مخير شود . رومى كه بدرگاه او آيد ، در عالم مشهر شود . سنگى كه برو پاى نهد ، در و گوهر شود .
خاكى كه برو گذرد مشك و عنبر شود . هر كه بوى ايمان آرد ، نيك اختر شود .
هر كه دوست او بود از عيب مطهر شود . هر كه از امت او بود گناهش مكفر شود ، دلش منور و جانش معطر شود ، و از رحمت نصيب او موفر شود ، شربت او از حوض كوثر شود ، جاى او بهشت معنبر شود ، خلعت او ديدار خداى اكبر شود .
قوله : -
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ
سكينه آرامى است كه حق جل جلاله فرو فرستد بر دل دوستان خويش ، آزادى آن دلها را و آن در دو
هامش
( 1 ) در نسخه ج : بهرهاى