تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
هر كه بوى رسيد از زحمت رست و برحمت پيوست و اندر آن شارستان كوشكى است آراسته و پيراسته ، نام وى قصر السلامة است ، هر كه در آن كوشك شد ، آفتاب سلامت برو تافت و به منزل امن و كرامت شتافت و اندر آن كوشك خانه‌ايست ، رب العزة آن را بيت الجلال نام نهاده ، بدايع قدرت و صنايع فطرت در شكل وى بنموده ، صد هزار در از درّ و ياقوت بر وى نهاده ، از درى تا درى پانصد ساله راه و آن درها را بند كرده و گفتار -
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
كليد آن درها ساخته ، چون بندهء مؤمن اين نام باخلاص و صدق بر زبان براند ، درها گشاده شود و از حضرت عزت ندا آيد كه ملك اين خانه و ولايت اين شارستان به تو سپرديم و عزا بدى و جلال سرمدى شعار روزگار تو كرديم ، اى جوانمرد چون اين نام ترا در پذيرفت از عالم مينديش و از افلاس باك مدار . او كه مهتر عالم بود و سيد ولد آدم ( ص ) ، چون عز درويشى در بازار افلاس بديد ، جامهء درويشى در پوشيد و از روى تواضع بر درگاه عزت ، نياز خود عرضه كرد : احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين ، تا لا جرم از حضرت عزت او را خطاب آمد كه ، اكنون خويشتن را به چشم حقارت مينگرى و نام خود را مسكين مىنهى ، ما بنام تو و جمال و كمال تو آسمان و زمين بياراستيم و در خزائن غيب بر تو گشاديم كه :
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
چند سورة است در قرآن كه مفتتح آن ، انّا است :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ
،
إِنَّا أَرْسَلْنا
،
إِنَّا أَعْطَيْناكَ
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ
. آن مهجور در گاه عزازيل گفت : انا خير . دمار از او برآورديم و هفتصد هزار ساله طاعت و خدمت او بباد بىنيازى بر داديم و داغ خذلان و هجران بر جگر او نهاديم . فرعون بىعون گفت : أ ليس لى ملك مصر ؟ او را از نعمت و ملكت و شوكت فرد كرديم و به آب بكشتيم . قارون گفت :
عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
، بتيغ قهر سرش برگرفتيم و نگونسار به زمين فرو برديم . فرشتگان گفتند :
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ
هزاران از ايشان به آتش جلال بسوختيم تا جهانيان بدانند كه جز ما كس را نرسد كه گويد كه - من ، يا ما . زيرا كه خداوند
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 216 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )