تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
جواب ، با آن عيش ناخوش ، جاويد در آتش ، چنانك رب العزه فرمود :
كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ
.

2 - النوبة الاولى

( 47 / 38 - 19 ) قوله تعالى : -
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
، ميدان كه نيست خداى مگر اللَّه
وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ
، و آمرزش ميخواه گناه خويش را ،
وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ
، و مردان و زنان گرويدگان را ،
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُمْ ( 19 )
اللَّه ميداند گرديدن شما [ درين جهان كه چون ميگردد از حال به حال ] و بنگاه شما [ در آن جهان كه هر كس را در كدام سراى ميبايد بود ] .
وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا
، گرويدگان ميگويند ،
لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ
، چرا سورتى فرو نميفرستند از قرآن ،
فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ
، و چون سورتى بر جاى بداشته فرو فرستاده آيد ،
وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ
، و در آن سورة كشتن كردن با دشمنان ياد كرده ،
رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
، ايشان را بينى كه در دل ايشان شك و گمانست ،
يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ
مينگرند در تو ،
نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ
چنانك [ در ملك الموت ] نگرد كسى كه مرگ برو درآمد ،
فَأَوْلى لَهُمْ ( 20 )
نزديك آمد بايشان آنچه ميترسند از آن [ ايدون بادا كه پرهيز كنند ] .
طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ
، فرمانبردارى بايد و سخنى پسنديده و بچم و اندام ،
فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ
چون كار فرا كار نشيند و كارى با ديد آيد از كردگار ،
فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ
اگر راست مىرفتند با اللَّه ،
لَكانَ خَيْراً لَهُمْ ( 21 )
ايشان را كه بوديد .
فَهَلْ عَسَيْتُمْ
، چه ميپنداريد و در سر چه ميداريد ،
إِنْ تَوَلَّيْتُمْ
، كه اگر روزى ولايت‌داران باشيد و جهانداران و پادشاهان ،
أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ
، كه در زمين تباهى كنيد و جهانيان را دو گروه كنيد ،
وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ( 22 )
، و خويشاونديها ببريد .
أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ
، فرقت او كنندگان « 1 » و جدايى ميان مسلمانان
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : افكندگان