تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
اى مؤمن موحد ، اى درويش دل ريش ، اى رنج و بلاء دنيا بسى كشيده ، اى در بىكامى و بىنوايى روز بسر آورده و اندوه شادى دين اسلام در برگرفته ، باش تا فردا كه رستاخيز بپاى شود و سياست و عظمت جبارى بر خلق ظاهر گردد و اين قوالب و اشباح و اين اجزاء و اعضاء متفرق و اين تن‌هاى خراب شده و صورتهاى از هم جدا گشته و اين اشخاص ريزيده و ذره در عالم پراكنده شده همه را در عرصات قيامت جمع كند . در آن موقف هيبت و در آن صفصف قهر بدارد و جبّار وار به خودى خود خطاب فرمايد نامهاى خود را بشنواند فرمايد : انا اللَّه ، انا الرحمن ، انا الملك ، انا القدّوس ، انا السلام ، انا المؤمن ، انا المهيمن ، انا العزيز ، انا الجبار ، انا المتكبر ، انا الذى ابدأت السماء و لم تك شيئا ، انا الذى اعيدها ، اين الملوك و الجبابرة . اى جوانمرد ، امروز اين نامها از خلق ميشنوى در سراى فانى ، فردا از حق بشنوى در سراى باقى . امروز از مخلوق ميشنوى در سراى خاكى ، فردا از خالق لم يزل بشنوى در سراى پاكى . ميفرمايد : اللَّه منم ، رحمن منم ، ملك منم ، قهر كننده منم ، سلام منم ، سلامت دهنده منم ، مؤمن و مهيمن منم ، دانندهء راز خلق منم ، عزيز و بىنياز از خلق منم ، جبار و كامران منم ، داد مظلوم از ظالم ستاننده منم ، متكبر با كبريا منم . خلق اين نامها از حق جل جلاله بىواسطه شنوند ، آن گه خطاب كند كه دنيا من آفريدم ، نيست بود من هست كردم ، باز من آن را نيست كردم . خلق ميآفريدم و از آفرينش ايشان در مملكت ما زيادتى نه و از نابودن ايشان ما را نقصانى نه . امروز آن روز است كه مؤمنانرا بفضل خود بيامرزم و كافران را بعدل خود قهر كنم . نصيب دوستان از ما امروز لطف است و فضل و نصيب دشمنان از ما عدلست و قهر . مؤمنان و موحّدان مخلصان و معتقدان را حور و قصور است و شراب طهور ، از ملك غفور در آن سراى سرور كه صفتش اينست :
فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى
، و دشمنان و بيگانگان را ماتم بيگانگى و مصيبت جدايى و فضيحت و رسوايى ، ملك با ايشان بخشم و ايشان در عذاب ، نه رستن را اميد و نه خواندن را