تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
فآمنت به و صدّقته
قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي
اين دعاء ابو بكر است آن گه كه عمر وى بچهل سال رسيد ، چنان كه گفت -
وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً
و ايمان آورد و مصطفى را تصديق كرد ، گفت :
رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ
- خداوند من ، فرا دل و زبان من ده شكر اين نعمت اسلام كه مرا دادى و اين كرامت كه با من كردى و اين نواخت كه بر من نهادى
وَ عَلى والِدَيَّ
، و بر پدر و مادر من كه ايشان را باسلام و ايمان راه نمود و هدايت دادى ،
وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ
، ابن عباس گفت - عمل صالح كه بو بكر ، بدعاء از اللَّه خواست و اللَّه اجابت كرد و از وى بپسنديد ، آن بود كه هفت كس از مسلمانان كه بدست كافران در عذاب گرفتار بودند ، بو بكر ايشان را باز خريد و از عذاب برهانيد و ايشان را آزاد كرد . از ايشان دو مرد بودند يكى بلال بن رباح و ديگر عامر بن فهيرة . بلال غلامى بود در بنى جمح مولّد ، ايشان او را عذاب ميكردند در بطحاء مكه ، امية بن خلف دست و پاى وى ببست و در آفتاب حجاز او را بيفكند و سنگى عظيم بسينهء وى فرو گذاشت ، گفت - اگر از دين محمد باز گردى و الا همچنين ترا فرو گذارم تا هلاك شوى و بلال در آن حال ميگفت احد ، احد . بو بكر صدّيق آنجا بگذشت و او را چنان ديد ، فرا اميّة گفت : الا تتّقى اللَّه فى هذا المسكين ، حتى متى . تا كى اين مسكين را در عذاب گرفتار دارى از اللَّه خود نميترسى ؟ اميّة گفت - تو او را باز رهان . بو بكر گفت - چنين كنم . مرا غلامى سياه است بر دين تو از وى قويتر و در كار شما مردانه‌تر ، اين را به من ده تا تا من او را به تو دهم هم چنان كردند و بلال از عذاب بازرست و بو بكر او را آزاد كرد ، مصطفى ( ص ) فرمود : يرحم اللَّه ابا بكر ، زوّجنى ابنته و حملنى الى دار الهجرة و اعتق بلالا من ماله ، و عامر بن فهيرة از قبيله ازد بود مولّد ايشان ، بو بكر او را بخريد و آزاد كرد و آن وقت كه مصطفى ( ص ) و بو بكر در غار ثور بودند وى گوسفندان چرا داشت ، هر شب گوسپندان بدر غار برديد و ايشان را شير داديد و در هجرت با ايشان بمدينه رفت و عاقبت در بئر معونه « 1 » شهيد گشت . و از زنان
هامش
( 1 ) بئر معونه نام چاهى است در قطعه‌اى از زمين نجد به همين نام ، واقع بين موضع بنى عامر و بنى سليم . بسال 4 - ه . پيغمبر ( ص ) سريه‌اى بسر دارى منذر بن عمرو فرستاد تا اهالى بئر معونه و رئيس ( بقيه در صفحه بعد )
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 150 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )