النوبة الثالثة
قوله تعالى : -
ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها
اى - افردناك بلطائف فاعرفها و سننّا لك طرائق فاسلكها و أثبتنا لك حقائق فلا تتجاوزها و لا تجنح الى متابعة غيرك
إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
ان اراد اللَّه بك نعمة فلا يمنعها احد و ان اراد بك فتنة فلا يصرفها احد ، فلا تعلّق بمخلوق فكرك و لا تتوجه بضميرك الى شيء وثق بربك و توكّل عليه .
اى مهتر عالم ، اى سيد ولد آدم ، اى خورشيد فلك سعادت ، اى ماه آسمان سيادت ، اى منزل عالم علم ، اى درّ صدف شرف ، اى طراز كسوت وجود ، ما ترا از جهانيان باز بريديم ، و از پدر و مادر يتيم كرديم ، و خويش و پيوند بر تو بيرون آورديم ، تا دل خويش از همه فارغ دارى و يكبارگى باطاعت و خدمت ما بردارى .
از شرايع ترا راه دين ساختيم ، و از حقائق ترا شمع معرفت افروختيم ، تا بتأييد و تمكين ما آن راه روى ، و عالميان را به آن راه خوانى ،
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ
اى مهتر ، ما شب معراج ترا در قبهء قربت بنشانديم و صد هزار نثار الطاف بر فرق دولت تو افشانديم و كونين را خاك قدم تو گردانيديم و هيكل علوى و مركز سفلى در تحت رايت ولايت تو آورديم و مقصود آن بود كه تا ترا بر بساط شفاعت انبساط دهيم ، تا قصهء درد عاصيان امت ، بر ما بردارى « 1 » و عذرى از آن ، بهر ايشان بخواهى كه :
لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا
يا محمد اگر تو فردا از ما كونين و عالميان بخواهى ، هنوز خاك قدم خود خواسته باشى ، و اگر ما بلطف قدم ، خاك آن قدم در كار خادمى از خدم تو كنيم از كمال ما مستبعد نبود .
آن مهتر انبياء ( ص ) در ديدهء نبوت وى كحل بصيرت كشيده بودند ، دانست كه خاك را بار كش بايد بود نه سركش ، كه خاك باركشى راست ، نه سركشى را ، نه بينى كه رب العزة ايشان را كه سر كشيدند و تمرّد نمودند چه وعيد ميدهد و چه بيم مينمايد كه :
هامش
( 1 ) در نسخهء ج : بما بردارى