و الخسار و الضياع من قوله تعالى :
وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ
و قوله :
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
.
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ
رافع الدرجات للعصاة بالنجاة و للمطيعين بالمثوبات و لذوى الحاجات بالكفايات و للاولياء بالكرامات و للعارفين بالمراقبات و المنازلات .
بردارندهء درجات بندگان است ، هر يكى را بر مقامى بداشته و هر كسى را آنچه سزاست به دو داده . عاصيان را نجات ، مطيعان را مثوبات ، خواهندگان را كفايات ، اوليا را كرامات ، عارفان را مراقبات و منازلات . درجات مؤمنان و دوستان يكى امروزست يكى فردا ، امروز بعلم و ايمان لقوله :
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
و فردا در روضهء رضوان ، روح و ريحان ، بجوار رحمان لقوله :
هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ
. امّا درجات اهل صورت فردا در بهشت ديگر است و درجات اهل صفت ديگر ، زيرا كه اهل صورت ديگراند و اهل صفت ديگر ، اهل صورت در وادى تفرقتاند و اهل صفت در نقطهء جمع ،
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
در عالم صورت بود ، و آنچه مصطفى عليه الصلاة و السلام فرمود :
« المؤمنون كنفس واحدة »
در عالم صفت است . يكى از اجلاء عرب بنزديك مصطفى ( ص ) در آمد و سؤال كرد كه ما را در بهشت چه نهادهاند و درجات ما تا كجاست ؟
و اين كس از اهل صورت بود ، رسول خدا ( ص ) جواب داد كه :
« فيها انهار من ماء غير آسن و فيها كذا و كذا »
- از ان آب روان و مرغ بريان و ميوههاى الوان بر مىداد چنانك قرآن بدان ناطق است . ديگرى از اهل صفت هم از اين معنى سؤال كرد ، رسول اللَّه ( ص ) دانست كه مرد صفت است مرد صورت نيست گفت :
« فيها ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » .
باش اى درويش دل ريش تا اين كالبد را بمرگ درهم شكنند و در خاك لحد ذره ذره كنند ، آن گه بكمال قدرت ديگر باره آن را خلعت اعادت پوشانند ، آن گه در بوتهء