فان الممارى لا اشفع له يوم القيمة ذروا المراء فانا زعيم ثلاثة ابيات فى الجنّة وسطها و رياضها و اعلاها لمن ترك المراء و هو صادق ذروا المراء فان اول ما نهانى ربى عز و جل عنه بعد عبادة الاوثان و شرب الخمر المراء ذروا المراء فان الشيطان قد أيس ان يعبد و لكنّه قد رضى منكم بالتّحريش و هو المراء فى الدين » .
اگر كسى گويد اين مرا و مجادلت در قرآن كه رسول خدا عليه السلام بدين مبالغت از ان نهى مىكند كدام است ؟ جواب آنست كه رب العزة قرآن را كه فرستاد بهفت لغت فرستاد از لغات عرب چنانك مصطفى عليه الصلاة و السلام گفت :
« نزل القرآن على سبعة احرف »
اى - على سبع لغات و رسول خدا صلوات اللَّه عليه هر قبيلهاى را تلقين ميداد بر لغت ايشان چنانك احتمال ميكرد ، و كان ذلك تخفيفا من اللَّه عز و جل بامّة محمد ( ص ) .
پس ايشان كه قرآن شنيده بودند بر لغت خويش چون چيزى از قرآن نه بر لغت خويش از ديگرى مىشنيدند جدال مىدرگرفتند و بر يكديگر مىپيچيدند و قراءت يكديگر را مىانكار كردند مىگفتند كه رسول خدا بما نه چنين آموخت و نه چنانست كه تو ميخوانى به اين نسق ، خلاف و جدال در ميان ايشان مىافتاد تا رسول خدا ( ص ) ايشان را از ان خلاف باز زد و گفت هر كسى چنانك از ما شنيديد بر ان لغت كه شما را آموختند ميخوانيد و يكديگر را خلاف مكنيد كه اين خلاف كفر است فذلك
قوله ( ص ) : « المراء فى القرآن كفر »
روايت كنند از عمر خطاب گفت : مردى صحابى در نماز سورة الفرقان برخواند نه بر ان نسق كه من ميخواندم و رسول مرا تلقين كرده بود ، دست وى گرفتم و او را به حضرت نبوّت بردم گفتم : يا رسول اللَّه اين مرد سورة الفرقان ميخواند بر خلاف آن كه مرا تلقين كردهاى ، رسول خدا آن مرد را گفت : بر خوان ، آن مرد بر خواند همچنانك در نماز خواند ، رسول گفت :
« هكذا انزلت ان هذا القرآن نزل على سبعة احرف فاقرؤا ما تيسّر منه » .
و عبد اللَّه مسعود يكى را ديد سورتى ميخواند بر خلاف آن كه عبد اللَّه ميخواند ، گفت او را پيش رسول خدا بردم گفتم : يا رسول اللَّه اختلفنا فى قراءتنا فتغيّر وجه رسول اللَّه ( ص ) - رسول خدا متغيّر گشت و اثر خشم بر روى مبارك وى پيدا شد گفت :
« انما هلك من كان قبلكم بالاختلاف فليقرأ كلّ رجل منكم ما اقرئ » .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٤٥٠