نُزُلًا
، نور دل بلقاء دوست رساند ، لقوله :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
. كسى كه در دنيا اين سه نور يافت هم در دنيا او را سه خلعت دهند : اول مهابت تا از وى شكوه دارند بىآنكه از وى بيم دارند ، دوم حلاوت تا او را جويند بىآنكه با وى سببى دارند ، سوم محبت تا او را دوست دارند بىآنكه با وى نسبتى دارند .
پير طريقت گفت : آن مهابت و حلاوت و محبت ازان است كه نور قرب در دل او تابانست و ديده ورى دوست ديدهء دل او را عيانست .
قوله :
فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ
- بدانكه اين قسوة دل از بسيارى معصيت خيزد و بسيارى معصيت از كثرت شهوات خيزد ، و كثرت شهوات از سيرى شكم خيزد عايشهء صديقه گويد : اول بدعتى كه بعد از رسول خدا در ميان خلق پديد آمد سيرى بود ، نفسهاى خود را سيرى دادند تا شهوتهاى اندرونى و بيرونى سر بر زد و سركشى در گرفتند . ذو النون مصرى گويد : هرگز سير نخوردم كه نه معصيتى كردم .
بو سليمان دارايى گويد : هر انكس كه سير خورد در وى شش خصلت پديد آيد از خصال بد : يكى حلاوت عبادت نيابد ، ديگر حفظ وى در ياد داشت حكمت بد شود ، سوم از شفقت بر خلق محروم ماند ؛ پندارد كه همه همچون وى سيراند ، چهارم شهوات بر وى زور كند و زيادت شود ، پنجم طاعت و عبادت اللَّه بر وى گران شود ، ششم چون مؤمنان گرد مسجد و محراب گردند ؛ وى همه گرد طهارت گردد . و در خبر است از مصطفى عليه الصلاة و السلام گفت كه دلهاى خويش را زنده گردانيد باندك خوردن و پاك گردانيد بگرسنگى تا صافى و نيكو شود . و گفت : هر كه خويشتن را گرسنه دارد دل وى زيرك شود و انديشهء وى عظيم . شبلى گفت : هيچ وقت گرسنه نه نشستم كه نه در دل خود حكمتى و عبرتى تازه يافتم و
قال النبى ( ص ) : « افضلكم عند اللَّه اطولكم جوعا و تفكرا و ابغضكم الى اللَّه كلّ اكول شروب نئوم ، كلوا و اشربوا فى انصاف البطون فانه جزء من النّبوّة » .
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ . . .
- روندگان در راه شريعت و حقيقت دو گروهاند ، گروهى مبتديان راهاند « تقشعرّ منه جلود الّذين يخشون ربهم »