فرمود : من پسر دو ذبيحام يكى جد پيشين اسماعيل و يكى پدر خويش عبد اللَّه .
و سبب آن بود كه عبد المطلب نذر كرد كه اگر مرا ده فرزند آيد يكى را قربان كنم چون او را ده فرزند تمام شد همه را در خانهء كعبه جمع كرد و ميان ايشان قرعه زد و قرعه بر عبد اللَّه آمد كه پدر مصطفى ( ص ) بود و عبد المطلب او را از همه فرزندان دوستر داشتى « 1 » كه نور فطرت مصطفى با وى بود عبد المطلب ده شتر را فدا كرده بود قرعه بر عبد اللَّه آمد ، ده شتر ديگر فدا كرد سوم بار قرعه زد ميان وى و ميان آن بيست شتر ، قرعه هم بر عبد اللَّه آمد ، ده ديگر فدا كرد همچنين قرعه ميزد و هر بار بر عبد اللَّه ميآمد و او ده شتر مىافزود تا آن گه كه صد شتر تمام گشت آن گه قرعه بر آن صد شتر آمد كه فدا كرده بود ، عبد المطلب آن صد شتر قربان كرد و در شريعت ديت مرد مسلمان صد شتر گشت . و دليل بر آن كه ذبيح اسماعيل بود قول رب العزة بعد الفراغ من قصة المذبوح : «
وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
» فدلّ انّ المذبوح غيره و همچنين در سورهء هود فرمود :
« فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ »
فلمّا بشّر باسحق بشّر بابنه يعقوب فكيف يأمره به ذبح اسحاق و قد وعد له بنافلة منه . امّا عمر بن الخطاب و على بن ابى طالب و ابن مسعود و كعب الاحبار و سعيد بن جبير و قتاده و مسروق و عطا و مقاتل و جماعتى علماى تابعين و تبع تابعين ميگويند ذبيح اسحاق بود و دليل ايشان خبر مصطفى است ( ص ) كه پرسيدند : يا رسول اللَّه من اكرم الناس و اشرفهم نسبا - گرامىترين مردمان و شريفترين ايشان بنسب كيست ؟ گفت :
يوسف صفى اللَّه بن يعقوب اسرائيل اللَّه بن اسحاق ذبيح اللَّه بن ابرهيم خليل اللَّه
و عليه عامّة اهل الكتاب مثل عبد اللَّه بن سلام و كعب الاحبار و غيرهما ، و من قال بهذا القول فسّر البشارتين فقال : امّا قوله
فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ
انه بشّر بمولد اسحاق و اما قوله
فَبَشَّرْناها
بشّر بنبوّة اسحاق . ايشان كه گفتند ذبيح اسحاق بود موضع ذبح بيت المقدس گفتند و ايشان كه گفتند اسماعيل بود موضع ذبح منحر منى گفتند در
هامش
( 1 ) - نسخه الف : داشتيد .