و دشمنان ترا اندهگن دارد ، اگر ايشان ترا دروغ زن ميدارند و بنبوّت تو گواهى مىندهند ترا چه زيان و چه باك ؟ من كه خداوندم ترا گواهى مىدهم كه محمد رسول اللَّه اگر ايشان ترا بطعن مىگويند اجير و فقير است ، من ميگويم بشير و نذير است ، اگر ايشان ميگويند يتيم و صنبور « 1 » است ، من ميگويم شفا و رحمت و نور است . اى محمد از گفتار دشمنان چرا اندهگن شوى ؟ ترا اين شادى نه بس كه همه عالم مرا مىستانيد و من ترا مىستايم
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً
الآية همه عالم ثناى من ميگويند و من ثناى تو ميگويم كه
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ
همه رضاى من مىجويند و من رضاى تو ميجويم كه
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
همه عالم قسم به من ياد ميكنند و من قسم به تو ياد ميكنم كه « لعمرك » ، بر پيشانى عرش نبشته : « محمد رسول اللَّه » ، بر كرسى نبشته : « محمد حبيب اللَّه » ، بر لوح نبشته :
« محمد صفىّ اللَّه » ، بر لواى حمد نبشته : « محمد خيرة اللَّه » .
اى محمد اينجهانى و ان جهانى نيستى * لا جرم اينجا ندارى صدر و آنجا متّكا
هر كجا گام تو آمد افتخار آرد زمين * هر كجا گام تو آمد انقياد آرد سما
و الضّحى ميخوان و ميدان قصد آن چندان حسود * و الضّحى ميخوان و مىبين شكر آن چندان عطا
هامش
( 1 ) - الصنبور : مرد فرد بى برادر و فرزند و ضعيف و خوار و بىمونس و بىيار و منه الحديث : كانت قريش تقول ان محمدا صنبور ، اى - لا ولد له و لا اخ . ( منتهى الارب )