تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
پردهء جلال بردارد ، ديدار بنمايد ، بنده را بجام شراب بنوازد ، طه و يس خواندن گيرد جان بنده آن گه بحقيقت در سماع آيد . اى جوانمرد ! از تن سماع نيايد كه در بند برترى است ، از دل سماع نيايد كه رهگذرى است ، سماع ؛ سماع جانست كه نه ايدرى است . تن سماع نكند كه از خود به درد است ، دل سماع نكند كه روز گرد است ، جان سماع كند كه فرد را فرد است .
جويندهء تو همچو تو فردى بايد * آزاد زهر علّت و دردى بايد
و گفته‌اند : شغل بهشتيان ده چيز است : ملكى كه در و عزل نه ، جوانيى كه با او پيرى نه ، صحتى بر دوام كه با او بيمارى نه ، عزّى پيوسته كه با او ذلّ نه ، راحتى كه با او شدّت نه ، نعمتى كه با او محنت نه ، بقايى كه با او فنا نه ، حياتى كه با او مرگ نه ، رضايى كه با او سخط نه ، انسى كه با او وحشت نه . پير طريقت گفت : اين شغل عامّه مؤمنان است كه مصطفى ( ص ) در حق ايشان گفته : اكثر اهل الجنة البله . امّا مقرّبان مملكت و خواصّ حضرت مشاهدت از مطالعهء شهود و استغراق وجود يك لحظه با نعيم بهشت نپردازند ، به زبان حال همى گويند :
روزى كه مرا وصل تو در چنگ آيد * از حال بهشتيان مرا ننگ آيد
چون خلايق از عرصات قيامت بروند ، ايشان بر جاى بمانند و نروند ، فرمان آيد كه شما نيز ببهشت رويد و ناز و نعيم بهشت بينيد ، گويند كجا رويم كه آنچه مقصود است ما را خود اينجا حاضر است پير بو على سياه گفت : او را كسانىاند كه اگر يك لحظه‌شان بى او ميبايد بود ؛ زهره هاشان آب گردد ، اوصالشان بند بند از هم جدا شود . امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : لو حجبت عنه ساعة لمت .
لَهُمْ فِيها فاكِهَةٌ وَ لَهُمْ ما يَدَّعُونَ ، سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ
- سلام خداوند كريم ببندهء ضعيف دو ضرب است : يكى بسفير و واسطه ، يكى بى سفير و بيواسطه . امّا آنچه بواسطه است اوّل سلام مصطفى است ، و ذلك فى قوله :
وَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ
اى محمد چون مؤمنان بر تو آيند و نواخت ما طلبند ، تو