تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
از ان لغتى بر نشستنىاند ؛ بر ان مىنشينند ،
وَ مِنْها يَأْكُلُونَ ( 72 )
و از ان لختى خوردنىاند از ان ميخورند .
وَ لَهُمْ فِيها مَنافِعُ وَ مَشارِبُ
و ايشان را در ان سودهاست و به كار آمدها ،
أَ فَلا يَشْكُرُونَ ( 73 )
بآزادى نيند و سپاس دارى نكنند [ به اين نعمت كه ما ايشان را داديم ] ؟
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً
كافران فرود از اللَّه خدايان گرفتند ،
لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ ( 74 )
تا ايشان را به كار آيند و يارى دهند .
لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ
يارى دادن ايشان نتوانند ،
وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ ( 75 )
اين كافران فردا بتان را سياهىاند حاضر كرده [ و بهم كردنى در دوزخ ]
فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ
سخن ايشان اندهگن مدارد ترا ،
إِنَّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ ( 76 )
كه آنچه ميگويند بر ما پوشيده نيست ، ميدانيم آنچه نهان ميدارند و آنچه آشكارا ميدارند .
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ
نمىبيند اين مردم ،
أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ
كه ما بيافريديم او را از نطفه‌اى ،
فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ ( 77 )
آن گه با ما خصمى كند خصميى آشكارا .
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا
ما را مثل زد [ و ما را با خود در ناتوانى هم سانى « 1 » ساخت در سخن ] ،
وَ نَسِيَ خَلْقَهُ
و آفرينش او [ كه اوّل آفريديم و خود نبود ] فراموش كرد ،
قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ
گفت آن كيست كه استخوان را زنده خواهد كرد ؟
وَ هِيَ رَمِيمٌ ( 78 )
و آن ريزيده و تباه گشته .
قُلْ يُحْيِيهَا
گوى زنده كند آن استخوانهاى پوسيدهء تباه گشته ،
الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ
او كه بيافريد نخست بار آن را ،
وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ( 79 )
و او به همه آفريده‌اى و همه آفرينش داناست
الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ
آن خدايى كه شما را كرد و آفريد ،
مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : هام سانى .