گر پاى من از عجز طلبكار تو نيست * تا ظنّ نبرى كه دل گرفتار تو نيست
نه زان نايم كه جان خريدار تو نيست * خود ديدهء ما محرم ديدار تو نيست
قوله تعالى :
يس
- گفتهاند كه
يس
نام سوره است بدليل آن خبر كه مصطفى عليه الصلاة و السلام فرمود :
« انّ اللَّه تعالى قرأ يس و طه قبل ان خلق آدم بالفى عام فلمّا سمعت الملائكة قالوا طوبى لامّة ينزل عليهم هذا و طوبى لالسن تكلّم بهذا و طوبى لأجواف تحمل هذا »
حقّ جل جلاله و تقدّست أسماؤه پيش از آفرينش آدم به دو هزار سال طه و يس برخواند ، ملائكة ملكوت چون آن بشنيدند گفتند :
خنك مران امّتى را كه اين كلام پاك بايشان فروآيد ، خنك مران زبانها را كه اين خواند ، خنك مران سينهها را كه صدف اين جوهر مكنون بود . و در خبر است كه چون دوستان و مؤمنان در ان بوستان سعادت روند و به آن ناز و نعيم بهشت رسند از جناب جبروت ندا آيد كه از ديگران بسيار شنيديد وقت آن آمد كه از ما شنويد فيسمعهم سورة الفاتحه و طه و يس . مصطفى عليه الصلاة و السلام فرمود :
« كانّ الناس لم يسمعوا القرآن حين سمعوه من فى الرحمن يتلوه عليهم »
، گل بايد كه از درخت خود بازكنى تا بوى آن به شرط يا بى .
اسمعه ممّن قاله تزدد به * شعفا فطيب الورد من اغصانه
پس يك قول آنست كه « يا انسان » ، و اين خطاب با صورت و بشريّت مصطفى است چنانك جاى ديگر فرمود :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
. از آنجا كه انسانيّت و جنسيّت او مشاكل خلق است ، و اين خطاب با انسان بر وفق آنست و از آنجا كه شرف نبوّت است و تخصيص رسالت خطاب با وى اينست كه
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
،
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ
، و اين خطاب كه با صورت و بشريّت است از بهر آن رفت تا نقاب غيرت سازند و هر نامحرمى را بر جمال و كمال وى اطلاع ندهند ، اين چنانست كه گويند : ارسلانم خوان تا كس به نداند كه كهام . دريغ بود آن چنان جمالى و كمالى كه پر ماس ديدهء بو جهل و عتبه و شيبه گردد
وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ
ديدهء بو جهل كه خيره