كه قصد كردند دستهاشان و ابر گردن بسته شد و نابينا گشتند ، پس همه از روى عجز پيش مصطفى ( ص ) آمدند ، گفتند : اى محمد خدا ترا « 1 » بر تو سوگند مىنهيم و حرمت قرابت و حقّ رحم شفيع مىآريم دعا كن تا ما به حال خود باز شويم و نيز قصد تو نكنيم .
آن گه رب العالمين در بيان اين قصّه آيت فرستاد و باز نمود كه ايشان از ان ايمان مىنيارند كه ما ايشان را از راه هدى باز داشتهايم و چشم دل ايشان از ديدن حق نابينا كردهايم و دست همّت ايشان از عروهء اسلام دور داشتهايم
وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
.
قوله :
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا
- قرا حمزة و الكسائى و حفص سدا بفتح السين ، و الباقون بضمّها ، و هما لغتان ، و قيل : السدّ بالفتح ما كان معمولا من فعل بنى آدم ، و بالضّم ما كان خلقة من فعل اللَّه . و قيل : بالفتح المصدر و بالضّم الاسم و هو معنى قوله عز و جل :
جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً
.
فَأَغْشَيْناهُمْ
اى - اعميناهم ، من التغشية و هى التغطية ،
فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
سبيل الهدى - اين آيت هم در شأن ايشانست كه قصد رسول خدا كردند يعنى كه ايشان را بمنزلت كسى كرد كه پس و پيش وى ديوارى برآرند و دو دست وى بغلّ با گردن بندند و نابينا گردانند تا چنانك اين كس به هيچ چيز و هيچكس راه نبرد و درماند ايشان نيز درماندند و برسول خدا دست نيافتند . و گفتهاند : اين آيت حرزى نيكوست ، كسى كه از دشمن ترسد اين آيت بر روى دشمن خواند ، اللَّه تعالى شر ان دشمن از وى باز دارد و دشمن را از وى در حجاب كند چنانك با رسول خدا كرد آن شب كه كافران قصد وى كردند بدر سراى وى آمدند تا بسر وى هجوم برند و رسول خداى على ( ع ) را بجاى خود خوابانيد و بيرون آمد بايشان بر گذشت و اين آيت ميخواند :
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا . . .
الى آخرها ، و دشمنان او را نديدند و در حجاب بماندند رسول برگذشت به ايشان و قصد مدينه كرد و آن ابتداى هجرت وى بود صلوات اللَّه و سلامه عليه .
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : خداى را .