تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
شما را فريفته « 1 » كناد ،
وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ
( 5 ) و مبادا كه شما را فريفته « 2 » كند آن فريبنده « 3 »
إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ
ديو شما را دشمن است ،
فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا
او را دشمن گيريد ،
إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ
او مىخواند پس روان و فرمان برداران خويش را ،
لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ
( 6 ) تا از دوزخيان باشند .
الَّذِينَ كَفَرُوا
ايشان كه كافر شدند
لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ
ايشانراست عذابى سخت ،
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و ايشان كه بگرويدند و كردارهاى نيك كردند ،
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ
( 7 ) ايشانراست آمرزش و مزدى بزرگ .
أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ
باش كسى كه برآراستند او را ،
سُوءُ عَمَلِهِ
بد كردار او ،
فَرَآهُ حَسَناً
تا آن را نيكو ديد ،
فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ
اللَّه گم راه كند او را كه خواهد ،
وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
و با راه مىآرد او را كه خواهد ،
فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ
جان تو در سر زحير خوردن بر ايشان مشا ،
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ
( 8 ) اللَّه داناست به آنچه ايشان ميكنند [ از آن بى خبر نيست ] .
وَ اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ
اللَّه اوست كه ميگشايد بادها ،
فَتُثِيرُ سَحاباً
تا مىانگيزاند به آن ميغها ،
فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ
مىرانيم آن را بشهرى و زمينى مرده ؛
فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
تا زنده كنيم به آب آن ميغ زمين را پس مرگ آن ،
كَذلِكَ النُّشُورُ
( 9 ) انگيختن پس مرگ هم چنان است .
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ
هر كه عزّ ميخواهد اين جهانى و آن جهانى بهم ،
فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً
عزّ اين جهانى و آن جهانى هر دو اللَّه راست ،
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ
بسوى او بر مىشود سخنان پاك خويش ،
وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
و كردار نيكو مىبربرد آن سخنان را ،
وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ
و ايشان كه بدى ميكنند با ساز و مكر ،
لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ
ايشان را است عذابى سخت ،
وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ ( 10 )
و ساز و دستان ايشان آنست كه فرو خواهد ماند و تباه خواهد شد .
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : فرهيفته ( 2 ، 3 ) - نسخهء الف : فرهيونده .