تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا
و آن گه كه بر ايشان خوانند سخنان ما ،
بَيِّناتٍ
سخنان روشن پيدا ،
قالُوا ما هذا إِلَّا رَجُلٌ
گويند نيست اين مگر مردى ،
يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ
كه ميخواهد كه بر گرداند شما را ،
عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُكُمْ
از آنچه مىپرستيدند پدران شما ،
وَ قالُوا ما هذا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرىً
و گفتند : نيست اين مگر سخنى كژ دروغى نهاده و ساخته ،
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
ناگرويدگان گفتند :
لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ
پيغام راست را كه بايشان آمد ،
إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
( 43 ) نيست اين مگر جادويى آشكارا .
وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها
و نداديم هيچ ايشان را نامه‌اى كه خواندندى آن را پيش از قرآن ،
وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ
( 44 ) و نفرستاديم بايشان پيش از تو هيچ پيغام رسانى و بيم نمايى .
وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
و ايشان كه پيش از قريش بودند دروغ زن گرفتند پيغامبران خويش را ،
وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ
و قريش بده يك از توان ايشان نرسيده‌اند ،
فَكَذَّبُوا رُسُلِي
ايشان پيغامبران مرا دروغ زن گرفتند ،
فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ
( 45 ) تا چون بود نشان ناپسند من .

النوبة الثانية

قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ
- كفار قريش هر چند كه شرك آوردند حوالت آفريدن و روزى دادن با هيچ كس نكردند جز اللَّه ؛ قال اللَّه تعالى :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
. اى محمد ايشان را بگوى : روزى گمار بندگان و روزى رسان از آسمان بباران و از زمين به نبات كيست ؟ ناچار كه گويند اللَّه ؟ امّا تو بگوى كه اللَّه ؛ كه از تو دوستر دارم كه شنوم . اكنون ايشان را گوى : چون ميدانيد كه او را در خلق و در رزق شريك نيست ، بدانيد كه در استحقاق عبادت و تعظيم او را هم شريك نيست .