و قيل عام من الواجب و التطوّع و ذلك على ثلاثة اضرب : زكات من نصاب و مواساة من فضل و ايثار من قوت ، قوله :
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
مذهب اهل سنّت و جماعت آن است كه روزىداشت است از خداوند جلّ جلاله خواهد به غذا دارد و خواهد بلطف خود سير دارد . و مذهب معتزله آنست كه روزى ملك است لا غير و گويند كه خداوند تعالى بندگان را روزى حرام ندهد . و بدان كه حقيقت حرامى بر فعل بنده افتد نه بر آن عين و آن عين را كه حرام گويند بر سبيل مجاز گويند ، به غصب ملك غاصب نگشت لكن چون خورد غذا و قوت در آن حرامى بوى رساند روزى وى گردد ، و بمذهب ايشان حرام و شبهت ملك حلال نگردد ، لا جرم بنزد ايشان روزى نبرد ، و چون خداوند تعالى رازق وى نگردد ، حرام را رازقى ديگر لازم آيد و اين كفر بود ازيشان ، و حجّت ما بر ايشان آن است كه حق جلّ جلاله رازق همهء خلايق است و بسيار خلق است كه روزى ميخورند و ايشان را ملك نيست و از اهل ملك نهاند و هم الدّواب و الطيور و العبيد و نحوها . اگر سؤال كنند كه ربّ العزّة فرمود :
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
اگر رزق غذا و داشت است از غذا و داشت نفقه كردن چون صورت بندد ؟ جواب آنست كه اسم رزق در قرآن بر وجوه است : يجيء بمعنى الاعطاء كقوله :
وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينُ فَارْزُقُوهُمْ
اى - اعطوهم . و يجيء بمعنى المأكول و الغذاء كقوله :
كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً
، و قال تعالى :
كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً
. و يجيء بمعنى المطر كقوله :
وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ
اى - ماء ، فقوله
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
. و يجيء بمعنى معناه - و ممّا اعطيناهم يتصدّقون .
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ
درين كلمه سه قراءت است :
ما أُخْفِيَ لَهُمْ
بفتح يا قراءت عامّه قرّاء است مگر حمزه و يعقوب بر فعل ماضى مجهول و معنى آنست كه هيچ كس نداند كه آن چه چيز است كه پنهان كردند ايشان را از ثواب .
ما